Saturday, November 07, 2009
بازی شادی
نفر دوم: پولینا (پولینا بزرگ میشود/ الینور هاگمن پورتر/ مهری شرفی) یک بازی اختراع کرده است به اسم "بازی شادی"، که به این صورت است که هرکسی باید در هرچیزی و هر اتفاقی موضوعی برای خوشحالی پیدا کند و هرچقدر شرایط سخت تر و گرفتاری بزرگتر باشد، بازی هیجان انگیزتر میشود. مثلا اگر یک دستت شکسته خوشحال باشی که هر دوتا دستت نشکسته. با این روش پولینا موفق شده که در اطرافش و به هرجایی که میرود تاثیراتی عمیق بگذارد و آدمها را متحول کند بدون اینکه خود آدمها متوجه باشند که چه اتفاقی دارد می افتد. نکته ی خیلی مهم هم این است که پولینا هیچ وقت "موعظه" نمیکند، چیزی که معمولا آدمها دل خوشی ندارند از آن و در مقابلش موضع میگیرند، بلکه او بازی را شروع میکند و به تدریج این بازی تاثیر خودش را میگذارد. کسانی که در ابتدا او را میبینند میگویند که به محض اینکه شروع به موعظه کرد عذرش را میخواهم ولی هیچ وقت موعظه ای نمیشنوند ولی در ضمن کم کم تغییر میکنند. البته بعضی وقتها پولینا خودش هم کم می آورد و فراموش میکند که چنین بازی ای اختراع کرده است و وقتی که احساس میکند که مستاصل شده یکی از آن افرادی که از طریق این بازی متحول شده به یادش می آورد که این بازی چه اثراتی داشته و میتواند داشته باشد و آنوقت است که پولینا پیش خودش فکر میکند که انگار دیگران بازی خودم را بهتر از خودم انجام میدهند. /آ
Labels: زیباییهای زندگی, کتابهایی که میخوانم
