Friday, August 14, 2009

توفان در مرداب

نفر دوم:
هاگر مناظره را شروع کرد و گفت که نسخه ی خطی سن مارتینو را از اول تا آخر بررسی کرده است و با اطمینان کامل میتواند مدعی شود که در همین اواخر در کتاب دست برده شده است و از سر تا پای آنرا بهم زده اند... دن جوزپه ولا با حالتی نخوت آلود و تحقیرآمیز هاگر را نگاه میکرد و هنگامی که او گفته هایش را به پایان برد چهره اش به نحو انزجار آمیزی درهم رفت. گفت: جناب هاگر مرد دانشمندی است در حالی که من –چشمانش را به حالت سرافکندگی و فروتنی بست- در حالیکه من یک مترجم بینوا هستم و از دانش هیچ بهره ای نبرده ام...چیزی که مایلم از جناب هاگر بپرسم این است که...

اینها بخشی از کتاب توفان در مرداب است نوشته ی لئوناردو شیاشا با ترجمه ی مهدی سحابی. داستان درباره ی کشیشی است به اسم دن جوزپه ولا که روزی بر اثر یک اتفاق ساده به فکرش میرسد که با ترفندی کتابی تاریخی درباره تاریخ سیسیل جعل کند که خریدار زیادی خواهد داشت و چنین میکند و با باج گرفتن از اشراف منطقه برای ایل و تبارشان امتیازاتی میتراشد یا کسانی را تحت فشار میگذارد و تهدید میکند. در بخشی از داستان استادی به اسم هاگر متوجه جعل میشود و برای اثبات آن مناظره ای ترتیب داده میشود و کشیش با حالتی مظلومانه و در ضمن با اعتماد به نفس، دروغهایی چنان بزرگ میگوید و با مغلطه و سفسطه و عوام فریبی حریف را در برابر انظار عموم عملا به بن بست میکشاند و پیروز از مناظره خارج میشود. و البته داستان با فراز و نشیبهایی ادامه پیدا میکند.

-----------------------------
پ.ن.: فکر نکنید کتاب تازگیها چاپ شده، زمان انتشارش سال شصت و پنج است توسط انتشارات نیما.

Labels:


|



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?