Tuesday, August 04, 2009

متلها، مشاوره، جهان نخستین

نفر اول:
جمعه دوم مردادماه: در آخرین ساعات پنجشنبه مهمانمان مشکلی پیدا کرد و خودم مجبور شدم برنامه ای تدارک ببینم. از متل ها و مثل ها حرف زدیم و قصه های مرتبط با آنها، دو قصه در رابطه با دو متل معرف "درخت هرچه بارش بیشتر سرش به زیرتر" و "آشپز که دوتا شد آش یا شور میشه یا بی نمک". تجربه تازه ای بود و البته بسیار جذاب.

جمعه نهم مردادماه: جلسه مشاوره ی مادران با پیگیری سرکارخانم دارویی برگزار شد. مادران راحت تر شده اند و تازه درک کرده اند که مشکلات و حقوقشان چیست. واقعا که وجود تعداد قابل توجهی از زنان در روستا که از بی برنامگی، بیکاری، بی حوصلگی و بی انگیزگی در زندگی روزمرشان مینالند، معضل بزرگ و قابل توجهی است!
نتیجه ی نهایی: باید بجنبند و کاری کنند. آینده خودشان و بچه ها در خطر است. عادت به بی برنامگی و باری به هرجهت بودن، آینده ی بچه ها را تباه میکند.

جمعه شانزدهم مردادماه: اولین تجربه ی استفاده از دو دختر بسیار جوان و امروزی به نامهای مینا و نغمه در اجرای برنامه برای بچه ها. آنها از تاریخ پیدایش جهان و انسانهای نخستین و تکامل آنها برای بچه ها گفتند. مبحث تازه ای بود و البته به همت این دو جوان به زبان ساده ای گفته شد. بعد از بچه ها خواسته شد با استفاده از رنگ و دستهایشان (بدون استفاده از قلم مو) تصویر بسازند. اولش بچه ها گیج بودند و از فروبردن دستهایشان در رنگ واهمه داشتند اما نتیجه کار سرذوقشان آورد. جهان نخستین با تخیلات آنها ساخته شد.

Labels:


|



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?