Tuesday, June 09, 2009

باید امید داشت به روزهای روشنتر

نفر دوم: /آ
یک – به نظر من بخش قابل ملاحظه ای از مشکلات و مسائل موجود در جامعه ی ما طوری ریشه دار شده و در خون ملت رفته است که به این راحتیها نمیتوان عوضشان کرد: کارمندی که مدتها با تلفن کارهای شخصیش را رفع و رجوع میکند ولی وقت ندارد که یک نامه را امضا کند، آدمهایی که منتظرند در اولین فرصت گوش هم را ببرند، استادی که از کلاسهایش کم میگذارد، استاد راهنمایی که توانایی و صلاحیت راهنمایی ندارد و فقط سنگ اندازی میکند، فحشهای ناموسی که سر کوچکترین مسائل رانندگی برای همدیگر ردیف میکنیم، چشم دیدن پیشرفت همکار را نداشتن، دروغگوییها، ریاها، حق را ناحق کردن و مسائلی از این قبیل. یادم می آید پارسال که آب اصفهان به نفت آلوده شده بود در روزهای اول بطریهای دویست تومانی حدود هزارتومان توسط همین مردم به همین مردم مستاصل فروخته میشد. این نحوه ی رفتارعلیرغم اینکه ظاهر خیلی خیلی ساده ای دارد ولی به نظر من خیلی خیلی هم مهم است و خیلی مسائل دیگر جامعه روی اینجور رفتارها بنا میشوند. یک شبه هم اتفاق نیفتاده اند و یک شبه و با عوض شدن یک رئیس جمهور هم تغییر نخواهد کرد. حتی اگر کل حکومت هم عوض شود از این نظر تغییر خاصی بوجود نخواهد آمد، بهتر نمیشود اگر که بدتر نشود. /آ

دو- عقیده دارم که اگر وسعمان نمیرسد و توانایی اش را نداریم که یک خانه را یکباره بسازیم میتوانیم اول به قسمتهای اولویت دارش بپردازیم. اگر خانه مان کلنگی شده ولی نمیتوانیم خرابش کنیم و کاملا از اول بسازیمش، یعنی مطمئن نیستیم که ابزار و عناصر لازم را برای این کار در اختیار داریم، میتوانیم یکی دو جایش را که وضعش خرابتر است تعمیر کنیم تا حداقل شب که خوابیده ایم یک آجر روی سرمان نیفتد. /آ

سه- برایم قابل درک نیست که افرادی که دم از تحریم میزنند چه در داخل و چه در خارج کشور به چه چیزی فکر میکنند و به چه چیزی امید دارند؟ آیا فکر میکنند که با شرکت نکردن در انتخابات، مثلا مشروعیت نظام زیر سوال میرود؟ یا یکباره همه چیز عوض میشود؟ آیا اوضاع خیلی بهتر میشود؟ این را مطمئن باشید که اگر ما هم رای ندهیم تعداد رای دهندگان از یک درصد مشخصی کمتر نخواهد شد. آن درصد هم هیچ مشروعیتی را زیر سوال نخواهد برد./آ

چهار- میشود رای نداد، انتخاب نکرد و به جایش غر زد یا گذاشت و از این مملکت رفت و البته شاید هم بزرگوارانه تسلیم شد و زندگی را ادامه داد. به نظر من جزو بدیهیات است که اگر درصد کمی هم احتمال دهیم که با یک تلاش میتوانیم وضعمان را بهتر کنیم نباید مضایقه کنیم. /آ

پنج- من فعلا قصد دارم در همین کشور زندگی کنم، کار کنم، فعالیتهای فرهنگی داشته باشم. هیچ طرح و برنامه ای ندارم که بگذارم و بروم برای همیشه. بنابراین باید این فضا را برای خودم و اطرافیانم مطلوبتر کنم. حتی اگر هم یک درصد احتمال دهم که شرایط رو به بهبود خواهد داشت برای رسیدن به آن تلاش میکنم. البته یک درصد در مقابل صد درصدی که در آرزوهای برخی دوستان است مقدار ناچیزی است. /آ

شش- علاوه بر خیلی مسائل اقتصادی و فرهنگی و روابط خارجی و امثال اینها برای شخص من موارد دیگری هم مهم است مثلا به سخره گرفته شدن و سوء استفاده از معنویات. /آ

هفت- رای میدهم و امیدوارم روزهای روشنتری در انتظارمان باشد. /آ

Labels:


|



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?