Tuesday, June 10, 2008

داستانهای اوالونا

داستانها گونه های فراوان دارند. زندگی بعضی از آنها با نقل کردنشان آغاز میشود؛ ماده ی سازنده شان زبان است؛ و پیش از آن که کسی آنها را در قالب واژه ها بیان کند،جز ذره ای عاطفه، خیالی در ذهن، تصویر، یا خاطره ای نامحسوس نیستند. بعضی دیگر، شبیه سیب، هستی آشکاری دارند؛ و میتوان هزاران بار آنها را بازگو کرد، بی آنکه بیم دگرگونی معنای شان برود. برخی ریشه در واقعیت دارند؛ و پس از پیمودن روند الهام بازگو میشوند؛اما بعضی دیگر از لحظات الهام سربر می آورند و پس از بازگو شدن به واقعیت بدل میشوند. داستانهای سربه مهری نیز وجود دارند که در مخفی گاه ذهن آدمها ناگفته می مانند؛ این گونه داستانها زنده و جان دارند؛ ریشه ها و شاخک های حسی شان رشد میکنند؛ انگلها و خزه ها تن شان را میپوشانند؛ و با گذشت زمان، آن ها را به ماده ی خامی برای خواب های پریشان بدل میکنند و گه گاه لازم است برای رهاندن شیطانهای خیال، آن ها را به صورت داستان بازگفت.
ایزابل آلنده/ داستانهای اوالونا

نفر دوم: کتاب داستانهای اوالونا نوشته ایزابل آلنده را خواندم (ترجمه علی آذرنگ، ناشر انتشارات کاروان). تا حالا هرچه که از ایزابل آلنده خوانده بودم رمان بود و این یکی مجموعه ایست از نوزده داستان کوتاه. شنیدم جزو کتابهایی بوده که از نمایشگاه کتاب امسال جمع شده بود، دلیلش چه بوده را نمیدانم (اصلا مگر هرکاری دلیل هم میخواهد؟) و البته من این کتاب را قبل از نمایشگاه خریده بودم. داستانهای کتاب هر کدام در مورد یکی از افراد جامعه ای است که اوالونا در آن زندگی میکرده و همچنین روابط بین این آدمها، داستانهای جمع و جوری که در آخر یک ردپایی در فکر خواننده از خود باقی میگذارد.

Labels:


|



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?