Monday, May 05, 2008
شلوار آستین کوتاه
نفر اول: هوا که گرم شده هرروز سرپوشیدن شلوارک بهانه می گیرد نمی دانم چرا پوشیدن شلوارک نگرانش می کند انگار احساس می کند شلواری است که اتفاقی برایش افتاده مثلا برایش کوچک یا کوتاه شده و دیگر نباید بپوشد یا اینکه کسی آن را چیده و دیگر قابل مصرف نیست . /آ
یکشب کلی با هم کلنجار رفتیم هوا خیلی گرم بود حسابی عرق کرده بود می گفتم بهارجون لباس آستین کوتاه با شلوارک بپوش راحت تر خوابت می برد اولش قبول کرد چون راحت خوابیدن را دوست دارد اما به محض پوشیدن گفت این را نمی خواهم عوضش کن نمی خواستم کوتاه بیایم موضوع جدی شد به گریه افتاد و آخرش هم در حال گریه گفت من شلوار آستین کوتاه دوست ندارم من شلوار خودم را می خواهم خنده ام گرفت وقتی با جدیت لباس را به حال اولش برگرداندم دستان کوچولویش را دورگردنم حلقه کرد هردو خسته بودیم و کمی از دست هم دلخور ولی با هیجان گفت مامان شلوار آستین کوتاه هیچوقت دوست ندارم و بعد سرش را جلوتر آورد و گفت مامان هزارتا دوستت دارم . و آن شب با وجود شلوار کلفت و بلند از همه شب های دیگر آرام تر و بهتر خوابید. /آ
یکشب کلی با هم کلنجار رفتیم هوا خیلی گرم بود حسابی عرق کرده بود می گفتم بهارجون لباس آستین کوتاه با شلوارک بپوش راحت تر خوابت می برد اولش قبول کرد چون راحت خوابیدن را دوست دارد اما به محض پوشیدن گفت این را نمی خواهم عوضش کن نمی خواستم کوتاه بیایم موضوع جدی شد به گریه افتاد و آخرش هم در حال گریه گفت من شلوار آستین کوتاه دوست ندارم من شلوار خودم را می خواهم خنده ام گرفت وقتی با جدیت لباس را به حال اولش برگرداندم دستان کوچولویش را دورگردنم حلقه کرد هردو خسته بودیم و کمی از دست هم دلخور ولی با هیجان گفت مامان شلوار آستین کوتاه هیچوقت دوست ندارم و بعد سرش را جلوتر آورد و گفت مامان هزارتا دوستت دارم . و آن شب با وجود شلوار کلفت و بلند از همه شب های دیگر آرام تر و بهتر خوابید. /آ
Labels: بهار
