Wednesday, April 16, 2008

عروسک هایی با چشمهای گرد

نفر اول: وقتی بهار را توی تختش میگذارم میگوید مامان من دوست ندارم توی تختم بخوابم عروسکهای ویترین با چشمهای گردشان به من بدجوری نگاه میکنند. کمی فکر میکنم و میگویم به نظر من خوب است چراغ خواب را خاموش کنیم (پیش خودم فکر میکنم که انعکاس نور چراغ خواب توی چشم عروسکها آزارش میدهد) کمی بعد دوباره صدا میزند و میگوید وقتی چراغ خواب هست بد است و وقتی نیست بدتر است! همسرم میگوید خوب به نظرت چه کار کنیم؟ جواب میدهد من باید توی تخت شما بخوابم. دوباره هرسه فکر میکنیم و تصمیم میگیریم چراغ خواب باشد ولی جایش عوض شود. صبح بهار با هیجان بیدار میشود و میگوید مامان من خواب خوب دیدم عروسکها با چشمهای گردشان به من خنده میکردند!

Labels:


|



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?