Wednesday, January 16, 2008

دوستهای خیالی و گفتگوهای تلفنی

نفر دوم: ماجرای دوستهای خیالی بهار و تلفنهایی که بینشان رد و بدل میشود هم از جمله ماجراهای جالبی است که حکایت از ذهن خلاق و خیال پرداز بچه ها دارد. علاوه بر گفتگو هایی که با این آدمهای خیالی دارد، نوع اسم گذاری ها هم قابل توجه است: پرهیز آگاهانه و به عمد از هر اسمی که اسم متعارف و معمول برای ما محسوب میشود و استفاده از اسمهای عجیب و غریبی که گاهی من را ناخودآگاه به یاد اسامی ای می اندازد که مرحوم ایتالو کالوینو برای شخصیتهای کتاب کمدیهای کیهانی اش استفاده کرده است، اسمهایی ترکیب شده از یک سری حروف بی صدا پشت سرهم مثلا کیو اف دبلیو اف کیو یا ایکس ال تی اچ ال ایکس و امثال اینها. شاید نشانه ای باشد از اینکه خلاقیت و طنز از کودکی با ماست و ما به مرور آنها را به خاطر مثلا حفظ دیسیپلین و داشتن ظاهری مثلا سنگین و رنگین به فراموشی میسپاریم و یا در زندگی روزمره فراموش میشود./ آ

بعضی از گفتگوهای تلفنی بهار با دوستانش: /آ
بهار: الو، بله سلام خوبی؟ نه ندارم خداحافظ
من: کی بود؟
بهار: زینگتا بود می گفت کارت بنزین داری من گفتم ندارم

چند لحظه بعد... /آ
بهار: چقدر زنگ میزنن. الو سلام آره چی کار میکردی؟ ، آره کم و بیش! /آ
من: این دفعه کی بود؟
بهار: سودان بود می گفت داری بازی میکنی؟ منم گفتم کم وبیش

و دوباره.../آ
بهار: الو بله سلام نه منم ندارم
من: این دیگه کی بود؟
بهار: آنزون بود می گفت کارت نمایشگاه داری منم گفتم ندارم

Labels:


|



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?