Wednesday, September 05, 2007
کودکانه ها
از کنار مزرعه ای رد میشویم که کشاورزی در آن مشغول کشت و کار است .../آ
بهار: ببین آقای باغبون علف کاریده
در حالیکه یک نقاشی خیس و آب چکان در دست دارد ... /آ
بهار: این نقاشیه گرمش بود بهش آب پاشیدم تا خنک بشه
در قصابی گوشتها به چنگک ها آویزان است.../آ
بهار: ببین گوشتا رو به جالباسی آویزون کردن
در خانه گوشتها آماده و بسته بندی شده تا درفریزر گذاشته شوند فقط باید رویشان برچسب زده شود... /آ
بهار(در حالیکه یک بسته برچسب و یک خودکار در دست دارد): خاطراتشو من مینویسم
بهار: ببین آقای باغبون علف کاریده
در حالیکه یک نقاشی خیس و آب چکان در دست دارد ... /آ
بهار: این نقاشیه گرمش بود بهش آب پاشیدم تا خنک بشه
در قصابی گوشتها به چنگک ها آویزان است.../آ
بهار: ببین گوشتا رو به جالباسی آویزون کردن
در خانه گوشتها آماده و بسته بندی شده تا درفریزر گذاشته شوند فقط باید رویشان برچسب زده شود... /آ
بهار(در حالیکه یک بسته برچسب و یک خودکار در دست دارد): خاطراتشو من مینویسم
Labels: بهار
