Friday, February 23, 2007
کتابهای این دو ماه
نفر دوم: /آ
در این مدت دو کتاب از کریستین بوبن خواندم به نامهای فراتر از بودن و غیرمنتظره ، هر دو با ترجمه نگار صدقی از نشر ماه ریز و چاپ شده در سالهای هفتادوهشت و هفتاد ونه. تصویرهای قشنگ و لطیفی را میتوان در هر دو کتاب دید ولی من در کل کتاب اول را بیشتر پسندیدم که نجواهای نویسنده است با ظاهرا همسرش که فوت شده است و اینکه او را همه جا میبیند و اینکه آن رفته هنوز جاپاهایش در زندگی پیداست. زیباست و البته گاه دلخراش. از جمله عبارتهای ابتدایی این کتاب مثلا میتوان اینها را نوشت : "دلم برای خنده ات تنگ شده است. در فقدان یا میتوان پوسید یا میتوان به اوج زندگی دست یافت... واقعه مرگ تو تمام وجود مرا از هم پاشید تمام وجود جز قلبم را. قلبی که تو ساختی،قلبی که هنوز میسازی، قلبی که تو هنوز با دستهای گم گشته ات شکل میدهی، با صدای گم گشته ات آرام میکنی،با خنده گم گشته ات روشن میسازی...". کتابها ترجمه روان و دلچسبی دارند. /آ
کتاب دیگر فیلمنامه بیست و یک گرم است از گی یرموآریاگا (که الخاندرو گونزالس ایناریتو کارگردانیش کرده)، با ترجمه مهدی مصطفوی، نشر نی، چاپ هشتاد و چهار. داستانی است عجیب به هم ریخته و درهم. باید فیلمش را دید که چه از کار درآمده. فیلمش را گرفته ام ولی هنوز فرصت نشده برای دیدنش. /آ
و آخرین کتاب اتوبوس پیر است ، مجموعه داستانهایی از ریچارد براتیگان، با ترجمه علیرضا طاهری عراقی، نشر مرکز، چاپ دوم در سال هشتاد و پنج. قبلا از این آقای براتیگان کتاب صید قزل آلا در امریکا را خوانده بودم. ظاهرا آدم جالبی بوده با خلاقیتی عجیب و شاید کم نظیر با سبک خاص خودش. مثلا زمانی کتابی منتشر کرده بوده به اسم لطفا این کتاب را بکارید که مجموعه ای از هشت بسته بذر بوده و روی هر بسته شعر نوشته شده بوده و عجب خلاقیت خارق العاده ای. در هر صورت نوشته هایش (البته اینهایی که من تا حالا خوانده ام) خیلی ساده است و روان جوری که حتی اگر برایت قابل فهم نباشد یا حتی بی معنی، دوست داری تا آخرش را بخوانی و خیلی خسته ات نمیکند. شخصیتهای خاص و جالبی هم در داستانهایش پیدا میشوند مثلا پیرزنی که میخواهد سایه یک یخچال پر از شیر ترشیده را بگذارد در حساب بانکی اش یا مثلا مردی که لوله های آب، وان، ظرفشویی، دستشویی و اینجور چیزها را کنده باشد و به جایشان شعر و شاعران را گذاشته است ولی بعد دیده که اینها نمیتوانند جای قبلیها را بگیرند پس قصد میکند که شعرها را در آورد و از نو لوله کشی کند اما شعرها که جاخوش کرده اند متهمش میکنند به بیسوادی و بی فرهنگی و کتاب سوزی! و مرد سرانجام با شعرها دست به یقه میشود. از این جور تصویرها فراوان است در این کتاب. داستانها هم لزومی ندارد که چند صفحه ای باشند میتوانند در حد چند کلمه باشند، مثلا این هم یکی از داستانهای این کتاب است (یک داستان کامل!) با عنوان مشاجره از نوع اسکارلاتی :/آ
وقتی زن هفت تیر خالی را تحویل پلیس میداد گفت زندگی کردن توی آپارتمان تک خوابه در سن هوزه با مردی که داره ویولن زدن یاد میگیره خیلی سخته /آ
به نظر من که این کتاب ارزش خواندن را دارد. /آ
در این مدت دو کتاب از کریستین بوبن خواندم به نامهای فراتر از بودن و غیرمنتظره ، هر دو با ترجمه نگار صدقی از نشر ماه ریز و چاپ شده در سالهای هفتادوهشت و هفتاد ونه. تصویرهای قشنگ و لطیفی را میتوان در هر دو کتاب دید ولی من در کل کتاب اول را بیشتر پسندیدم که نجواهای نویسنده است با ظاهرا همسرش که فوت شده است و اینکه او را همه جا میبیند و اینکه آن رفته هنوز جاپاهایش در زندگی پیداست. زیباست و البته گاه دلخراش. از جمله عبارتهای ابتدایی این کتاب مثلا میتوان اینها را نوشت : "دلم برای خنده ات تنگ شده است. در فقدان یا میتوان پوسید یا میتوان به اوج زندگی دست یافت... واقعه مرگ تو تمام وجود مرا از هم پاشید تمام وجود جز قلبم را. قلبی که تو ساختی،قلبی که هنوز میسازی، قلبی که تو هنوز با دستهای گم گشته ات شکل میدهی، با صدای گم گشته ات آرام میکنی،با خنده گم گشته ات روشن میسازی...". کتابها ترجمه روان و دلچسبی دارند. /آ
کتاب دیگر فیلمنامه بیست و یک گرم است از گی یرموآریاگا (که الخاندرو گونزالس ایناریتو کارگردانیش کرده)، با ترجمه مهدی مصطفوی، نشر نی، چاپ هشتاد و چهار. داستانی است عجیب به هم ریخته و درهم. باید فیلمش را دید که چه از کار درآمده. فیلمش را گرفته ام ولی هنوز فرصت نشده برای دیدنش. /آ
و آخرین کتاب اتوبوس پیر است ، مجموعه داستانهایی از ریچارد براتیگان، با ترجمه علیرضا طاهری عراقی، نشر مرکز، چاپ دوم در سال هشتاد و پنج. قبلا از این آقای براتیگان کتاب صید قزل آلا در امریکا را خوانده بودم. ظاهرا آدم جالبی بوده با خلاقیتی عجیب و شاید کم نظیر با سبک خاص خودش. مثلا زمانی کتابی منتشر کرده بوده به اسم لطفا این کتاب را بکارید که مجموعه ای از هشت بسته بذر بوده و روی هر بسته شعر نوشته شده بوده و عجب خلاقیت خارق العاده ای. در هر صورت نوشته هایش (البته اینهایی که من تا حالا خوانده ام) خیلی ساده است و روان جوری که حتی اگر برایت قابل فهم نباشد یا حتی بی معنی، دوست داری تا آخرش را بخوانی و خیلی خسته ات نمیکند. شخصیتهای خاص و جالبی هم در داستانهایش پیدا میشوند مثلا پیرزنی که میخواهد سایه یک یخچال پر از شیر ترشیده را بگذارد در حساب بانکی اش یا مثلا مردی که لوله های آب، وان، ظرفشویی، دستشویی و اینجور چیزها را کنده باشد و به جایشان شعر و شاعران را گذاشته است ولی بعد دیده که اینها نمیتوانند جای قبلیها را بگیرند پس قصد میکند که شعرها را در آورد و از نو لوله کشی کند اما شعرها که جاخوش کرده اند متهمش میکنند به بیسوادی و بی فرهنگی و کتاب سوزی! و مرد سرانجام با شعرها دست به یقه میشود. از این جور تصویرها فراوان است در این کتاب. داستانها هم لزومی ندارد که چند صفحه ای باشند میتوانند در حد چند کلمه باشند، مثلا این هم یکی از داستانهای این کتاب است (یک داستان کامل!) با عنوان مشاجره از نوع اسکارلاتی :/آ
وقتی زن هفت تیر خالی را تحویل پلیس میداد گفت زندگی کردن توی آپارتمان تک خوابه در سن هوزه با مردی که داره ویولن زدن یاد میگیره خیلی سخته /آ
به نظر من که این کتاب ارزش خواندن را دارد. /آ
Labels: کتابهایی که میخوانم
