Wednesday, April 14, 2010

فوتبال، زبان، باران، عاطفه

نفر دوم : آ
یک . این امکان در زبان آلمانی که میتوانی بین "تو" ی صمیمانه و یا "شما" ی مودبانه یکی را انتخاب کنی،یکی از امکانات مورد علاقه ی من در این زبان است، شاید چیزی شبیه زبان فارسی خودمان. وقتی انگلیسی صحبت میکنی یک جاهایی هست که دلت میخواهد به طرف مقابلت یک جوری برسانی که با او احساس صمیمیت میکنی و انگار نمیتوانی این را خوب نشان دهی . آ
دو. دیدن مسابقه فوتبالی که یک طرفش بایرن مونیخ باشد در یک جمع آلمانی زبان، تجربه ی جالب و منحصربفردی است، و آن هم در لیگ قهرمانان اروپا. مهم نیست که در این جمع مثلا مدیر گروه هم با همه ی اعتبار بین المللی اش باشد، واکنشها در هر صورت "فوتبالی" است . و این برنامه همراه با خوردن پیتزا یکی از برنامه های تقریبا ثابت خیلی از چهارشنبه شبها بوده و احتمالا خواهد بود! آ
سه. مدتی است به این فکر میکنم که چه کسی بار اول و بر اساس چه مستندی گفته بوده که این ور آبی ها همه از دم خیلی سرد و بی احساس هستند و ما مثلا خدای عاطفه و مهربانی !؟ آ
چهار. اینجا سه روز است که تقریبا مدام و پیوسته باران میبارد، ولی طعمش متفاوت شده، مزه و بوی بهار را میدهد، گزنده نیست، دوست داشتنی است. آ

|



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?