Sunday, February 28, 2010

ماه اول

نفر دوم:
یک - امروز رسما ماه اول اقامت ما در وین به پایان رسید.

دو- اوضاع خوب است فقط گرفتاریهای روزهای اول اقامت در یک کشور جدید و کار و تحقیق در یک محیط جدید با همکاران جدید و سیستمی متفاوت با آنچه که به آن عادت کرده ای، کمتر مجال نوشتن میدهد.

سه- بهار تا به حال خوب با شرایط جدید کنار آمده است. البته احتمالا طبیعی است که یک مقدار وابستگی هایش به ماها بیشتر شده باشد. در چند برنامه ی مخصوص کودکان شرکت کرده که برایش تجربه های جالب و متفاوتی بوده اند. در پارک بچه های دیگر را دیده و از ارتباط برقرار کردن خیلی ابایی نداشته گرچه که به هرحال دغدغه زبان ندانستن برایش وجود دارد ولی در این ارتباطات چیزهایی هم یاد گرفته است. سوالهایی در نوع روابط آدمها و نوع لباس پوشیدن ها برایش پیش آمده بود که الان دارد برایش عادی میشود.

چهار- این مدت از جمله مسائلی که به آن فکر میکردم این بود که تفاوت زندگی آدمهای کشورهای مختلف خیلی وقتها در بعضی جزئیات به ظاهر ساده است. اما چه جزئیاتی؟ جزئیاتی که روی آنها کار شده، فکر شده و الان جزو بدیهیات آن مردم است، شاید آن چیزی که به آن فرهنگ میگویند. مثلا رعایت حق و حقوق آدمها و احترام گذاشتن به آنها فرای از جنسیت و ملیت و اصلا آشنا بودن آدمها با حق و حقوقشان خیلی کار سختی نیست ولی به این راحتی ها در یک کشور بصورت ابتدا به ساکن قابل تصور نیست. زیرساختهایی را میخواهد که چه بسا فراهم نباشد.

پنج- روزهای آخری که در ایران بودیم قیمت نان در یک نانوایی توجهم را جلب کرد و تا مدتها با آن کلنجار میرفتم: سی و سه تومان! در کشوری که عملا پنج تومانی و ده تومانی هم دیگر محلی از اعراب ندارد این قیمت به نظر شما یعنی چه؟ چندتا نان باید خرید تا قیمت رند شود؟ آخرش هم در یک جایی یا فروشنده باید کوتاه بیاید و یا خریدار که هیچکدامش دلیلی ندارد. و آنوقت در اینجا میبینی که تا سنت آخر به خریدار پس داده میشود بدون دعوا و بداخلاقی. و همینطور است سایر رد و بدل شدنهای پول بین آدمها در تاکسی، در میوه فروشی و جاهای دیگر.

|



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?