Friday, January 15, 2010

زنده باد مسنجر

نفر دوم: همانطور که مشغول کارهایت هستی و پشت کامپیوتر نشسته ای و به هزار و یک کار کرده و نکرده ات فکر میکنی، یکهو دلت برای کسی آنطرف دنیا یا نه، حتی در همین نزدیکی ها ضعف میرود و آنوقت است که بوسی، چشمکی، گلی، کلمه ای یا جمله ای برایش میفرستی و جوابی میگیری. احساس میکنی که نفسش را حس میکنی. احساس میکنی که هست. احساس میکنی که هستی در نزدیکی هایش. نمیدانم بدون این پدیده قبلا آدمها چطوری زندگی میکرده اند؟

|



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?