Saturday, January 02, 2010

استدراج

نفر دوم: این روزها به بعضی مفاهیم و اصطلاحاتی که زمانی به صورت تئوری و مجرد خوانده بودم و یا شنیده بودم زیاد فکر میکنم که یکی از آنها اصطلاح "استدراج" است که اگر یادتان بیاید در کتابهای معارف اسلامی داشتیم و نمیدانم که هنوز هم هست یا نه: /آ
و آن كساني كه آنچه را به آنان نموديم دروغ پنداشتند ، بي آنكه خود پي برند ، اندك اندك به پيش مي رانيمشان . (182) و من به آنان آزادي كار مي دهم ، اين چنين گزينش نادرستشان را به زيان خودشان چاره مي كنم . (183) (سوره ی اعراف) /آ
مفهومی که بطور دقیق و مستقیم به آزادی و اختیار آدمیزاد ربط دارد: راهی را انتخاب میکنی با اختیار خودت، حجتها و نشانه هایی برایت فرستاده میشود که هشدارت میدهد و همچنین امکان بازگشت را، ولی غرور، مجال تفکر به تو نمیدهد فکر میکنی و مطمئنی که دنیا به تو رو کرده است و همه چیز بر وفق مراد است، گویا همه چیز در دستان توست و به اشاره ی تو رقم میخورد، اندک اندک و به "تدریج" پیش میروی، آنقدر تدریجی که اصلا متوجه نمیشوی به کدام سمت و سو میروی و چه عاقبتی در انتظارت است، مانند مرغی که به خطی و مسیری از دانه ی تر و تازه رسیده است آنرا دنبال میکند بدون اینکه بداند سرانجامش به دامی بی برگشت ختم میشود. /آ
فکر میکنم این روزها علیرغم همه ی سختی هایش مسائلی را برایم روشن و آشکار میکند که زمانی برایم صرفا تئوری بود و میگفتم که مگر میشود؟ /آ

|



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?