Wednesday, June 17, 2009
بغض
نفر دوم: /آ
دود. خاک. آتش. خون. فرار. کتک. شعار. بغض. بهت. دروغ. ریا. تهمت. انتظار.خستگی. دلزدگی. تهوع. خنده. تمسخر. گریه. آه. /آ
آدمهایی که بهت زده اند، آدمهایی که عصبانی اند، آدمهایی که مثل آب خوردن دروغ میگویند، آدمهایی که کتک میخورند، آدمهایی که در کوی بازهم کتک خورده اند: رژه رفتن تصاویر دهسال پیش جلوی چشمانم، آدمهایی که بی اعتمادند: پاره شدن رشته هایی که یک نسل را میتوانست به خیلی چیزها پیوند دهد، آدمهایی که پوزخند میزنند که دو دسته اند: فاتحین و پیش گوهای بزرگ: میدانستیم اینطور میشود خوب شد که رای ندادیم ها ها ها، باز هم بازی خوردید ها ها ها، خوشحالی از تحقق پیش گوییها، نگاههای عاقل اندر سفیه، الله اکبرهای شبانه که ما را میبرد به سی سال پیش: تصویرهای مبهم هفت سالگی، دور باطل؟ شروع تازه؟
دود. خاک. آتش. خون. فرار. کتک. شعار. بغض. بهت. دروغ. ریا. تهمت. انتظار.خستگی. دلزدگی. تهوع. خنده. تمسخر. گریه. آه. /آ
آدمهایی که بهت زده اند، آدمهایی که عصبانی اند، آدمهایی که مثل آب خوردن دروغ میگویند، آدمهایی که کتک میخورند، آدمهایی که در کوی بازهم کتک خورده اند: رژه رفتن تصاویر دهسال پیش جلوی چشمانم، آدمهایی که بی اعتمادند: پاره شدن رشته هایی که یک نسل را میتوانست به خیلی چیزها پیوند دهد، آدمهایی که پوزخند میزنند که دو دسته اند: فاتحین و پیش گوهای بزرگ: میدانستیم اینطور میشود خوب شد که رای ندادیم ها ها ها، باز هم بازی خوردید ها ها ها، خوشحالی از تحقق پیش گوییها، نگاههای عاقل اندر سفیه، الله اکبرهای شبانه که ما را میبرد به سی سال پیش: تصویرهای مبهم هفت سالگی، دور باطل؟ شروع تازه؟
