Saturday, March 07, 2009

حاشیه ی امنیت کاذب

نفر دوم:
حدود یکماه قبل یعنی آخرهای ترم گذشته ماجرایی داشتم با تعدادی از دانشجویانی که جوابهای یک تکلیف را از روی هم عینا کپی کرده بودند و برایم فرستاده بودند. چون مدتی است که تکلیفها را با ایمیل تحویل میگیرم که هم در مصرف کاغذ صرفه جویی شود و آخر سر هم یک مشت کاغذ روی هم تلنبار شده ی بی مصرف روی دستم نماند که ندانم چه کارشان کنم. در این اتفاق جدید دوستان زحمت کشیده بودند و یک فایل را بدون کوچکترین تغییری و فقط با عوض کردن اسمشان برای من فرستاده بودند. طبیعی بود که با یک نگاه میشد متوجه شد که همه ی اینها مثل همند و کشف این قضیه تا اینجا کار اصلا سختی نبود. میماند کشف اینکه حل کننده ی اولیه چه کسی یا کسانی بوده اند و جدا کردن حسابشان از بقیه، که نه اینکار امکان پذیر بود (چون نیاز به بازجویی داشت یا یک مقداری شرلوک هولمز بازی!) و نه لزومی به انجام این کار میدیدم چون به نظر من همه به یک اندازه در این واقعه مقصر بودند و نباید نمره ی این تکلیف را میگرفتند. تعدادی از بچه ها معتقد بودند که من باید به اسمها توجه میکردم و اینکه بعضیهایی که در گذشته سابقه ی بهتری داشته اند خودشان حل کرده اند و بقیه کپی کرده اند. ولی جواب من این بود که اگر قرار بر توجه به این اسمها باشد یک عده ای هر جور کله معلقی که بزنند حاشیه ی امنیتی خواهند داشت و دیگرانی که به هر دلیل سابقه خوبی نداشته اند هر جور که تلاش کنند راه به جایی نخواهند برد و این عادلانه نیست. در هر صورت این قضیه فرصتی بود مغتنم برای من برای کمی فکر کردن بیشتر و تعمیق بعضی مفاهیم، و اینکه خودم هم یادم باشد به خیلی چیزها.

|



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?