Wednesday, January 07, 2009

عاشورا

نفر دوم:
یک- درباره ی ساز و کار ظلم و پیچیدگیهای آن که در دو پست پایین تر نوشتم، یادم افتاد به فرازهایی از زیارت عاشورا، آنجاهایی که لعنت میکنیم کسانی را که به نحوی در شهادت امام دست داشته اند، اعم از کسانی که راضی بوده اند به این قضیه و یا شرایط را فراهم کرده اند برای وقوعش. و به این اضافه کنید احادیثی را که میگوید اگر در مشرق عالم فردی کشته شود و در مغرب عالم فرد دیگری به این موضوع راضی باشد، در خونش شریک است.

دو- تاریخ را که میخوانیم میبینیم کسانی که از کوفه برای امام حسین نامه نوشتند و ایشان را دعوت کردند، آدمهای کمی نبوده اند بزرگان و ریش سفیدان این شهر بوده اند که در تاریخ ثبت است که بیش از صد و پنجاه نفر از بزرگان کوفه حامل این نامه ها بوده اند. و بعد خیلی راحت چنان میکنند که همه میدانیم. و بازهم ثبت است که همراهان امام که تا کربلا رفتند در ابتدا در حدود هزار و صد تن بوده اند ولی وقتی که میبینند کار جدی شده است در شب عاشورا همه پراکنده شدند جز هفتاد و دونفر. در زمان حضرت علی هم خوارج را داریم که مثلا به مفاد قرآن عمل میکرده اند و از بس نماز شب خوانده بودند پیشانیشان پینه بسته بوده. چقدر به خودمان مطمئن هستیم که میگوییم ما اگر بودیم در آن زمان امام را تنها نمیگذاشتیم؟

سه- حکایت حر هم حکایت عجیبی است، حکایت اینکه همیشه راه برگشت باز است و اینکه میتوان از قهقرا به اوج رسید و اینکه فقط یک تکان لازم است.

|



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?