Thursday, December 25, 2008
دلسوزی
نفر دوم: در کلیله و دمنه حکایتی است پر مغز به این مضمون که گروهی از میمونها در کوهستان گرفتار شب و سرمای شب میشوند. کرم شب تابی را میبینند و به گمان اینکه آتش است بر آن هیزم میگذارند و تلاش میکنند تا گرم شوند. پرنده ای که این وضعیت را میبیند از بالای درخت صدا میزند که این آتش نیست. مردی به او میرسد و میگوید سعی بیخودی نکن که حرفت را گوش نخواهند کرد. "مرغ سخن وی نشنود و از درخت فرود آمد تا بوزنگان را حدیث یراعه (کرم شب تاب) بهتر معلوم کند، بگرفتند و سرش را جدا کردند" . /آ
این حکایت ربط دارد به بخشی از دغدغه های همیشگی من (و شاید خیلی از ماها) که حد و حدود کمک کردن و دلسوزی برای دیگران تا کجاست؟ بی نهایت است و بی ضابطه و بی حد و حصر؟ و یا اینکه حساب و کتابی باید در میان باشد، حداقل اینکه طرف مقابل اول خودش دلش برای خودش سوخته باشد تا بعد مثلا من نوعی بخواهم کمکش کنم. و آیا فدا شدن برای گروهی که درکی از ارزش این کمک ندارند ظلم در حق دیگران نیست؟ مثلا این پرنده ی دانا اگر زنده میماند شاید میتوانست کمک حال و راهنمای گروه دیگری باشد که واقعا به دنبال راهنما میگشته اند. از طرف دیگر به این قضیه میتوان از زاویه ی دیگری هم نگاه کرد: آیا همیشه دلسوزیهای ما دلسوزی است؟ شاید در آن شرایطی که میمونها داشته اند و دسترسی به آتش واقعی و گرما نداشته اند، همین کرم شب تاب از نظر روحی و تلقینی میتوانسته برایشان موثر باشد و اینکه آن پرنده بخواهد آنها را منع کند بدون آنکه جایگزین بهتری داشته باشد لطفی در حق آن گروه نبوده است. /آ
این حکایت ربط دارد به بخشی از دغدغه های همیشگی من (و شاید خیلی از ماها) که حد و حدود کمک کردن و دلسوزی برای دیگران تا کجاست؟ بی نهایت است و بی ضابطه و بی حد و حصر؟ و یا اینکه حساب و کتابی باید در میان باشد، حداقل اینکه طرف مقابل اول خودش دلش برای خودش سوخته باشد تا بعد مثلا من نوعی بخواهم کمکش کنم. و آیا فدا شدن برای گروهی که درکی از ارزش این کمک ندارند ظلم در حق دیگران نیست؟ مثلا این پرنده ی دانا اگر زنده میماند شاید میتوانست کمک حال و راهنمای گروه دیگری باشد که واقعا به دنبال راهنما میگشته اند. از طرف دیگر به این قضیه میتوان از زاویه ی دیگری هم نگاه کرد: آیا همیشه دلسوزیهای ما دلسوزی است؟ شاید در آن شرایطی که میمونها داشته اند و دسترسی به آتش واقعی و گرما نداشته اند، همین کرم شب تاب از نظر روحی و تلقینی میتوانسته برایشان موثر باشد و اینکه آن پرنده بخواهد آنها را منع کند بدون آنکه جایگزین بهتری داشته باشد لطفی در حق آن گروه نبوده است. /آ
