Friday, October 03, 2008
آدمهایی که نیستند، آدمهایی که هستند
نفر دوم: قدیمترها که خیلی خیلی جوانتر بودم وقتی در جایی میخواندم یا میشنیدم که در فلان حادثه یا فلان جنگ "خوشبختانه" تلفات چندانی نبوده و فقط یک نفر کشته شده است، پیش خودم فکر میکردم که عجب حادثه کوچک و بی اهمیتی بوده است، یعنی لحن خبر اینطور وانمود میکرد. در آن زمان شاید بشود گفت که نگاهم به آدمها بصورت کمی بود و نه کیفی. در این نوع نگاه یک نفر خیلی کمتر از ده نفر است بدون هیچ شک و شبهه ای. بعدها که یک مقدار عمیق تر به مسائل نگاه کردم و با تاثیر گذاری همین فقط یک نفر ها مواجه شدم در این طرز تفکر کاملا تجدید نظر کردم. شاید از دست دادن نزدیکان مثلا مادر یا خاله در این قضیه موثر بود. اینکه همین یک نفرها تا چه شعاعی موثرند و نبودنشان چه مسیرهایی را که عوض میکند و اینکه خود، جهانی هستند پر رمز و راز و پر از ایده ها و توانمندیهایی که میتوانند تغییرات ایجاد کنند. با این نگاه دیگر یک نفر فقط یک عدد ِ یک نیست بلکه ارزشش به رابطه اش با جهان و جهانیان برمیگردد. /آ
در این روزها به چندین و چند دلیل، زیاد به آدمهایی فکر میکنم که نیستند و شاید میتوانستند باشند و اینکه اگر بودند چقدر میتوانستند تاثیر گذار باشند و چه فعالیتهای اجتماعی قوی و موثری را میتوانستند به پیش برند و چه آدمهایی که میتوانستند با بودن آنها تغییر کنند و راه و جهت زندگیشان حتی عوض شود. احتمالا چقدر میتوانستند ایده های ناب و مثبت داشته باشند و از مشورتها و همدلیهایشان میتوانستیم استفاده کنیم. روی دیگر این قضیه البته این است که چه آدمهایی الان هستند که ممکن بود نباشند و بنابراین عده ای محروم از تاثیرگذاریشان ولی از آنجایی که بودنشان برایمان عادی شده است غافلیم از نقشی که در یک مجموعه دارند و چه بسا تغییراتی که در مسیر زندگیمان ایجاد کرده اند. /آ
در این روزها به چندین و چند دلیل، زیاد به آدمهایی فکر میکنم که نیستند و شاید میتوانستند باشند و اینکه اگر بودند چقدر میتوانستند تاثیر گذار باشند و چه فعالیتهای اجتماعی قوی و موثری را میتوانستند به پیش برند و چه آدمهایی که میتوانستند با بودن آنها تغییر کنند و راه و جهت زندگیشان حتی عوض شود. احتمالا چقدر میتوانستند ایده های ناب و مثبت داشته باشند و از مشورتها و همدلیهایشان میتوانستیم استفاده کنیم. روی دیگر این قضیه البته این است که چه آدمهایی الان هستند که ممکن بود نباشند و بنابراین عده ای محروم از تاثیرگذاریشان ولی از آنجایی که بودنشان برایمان عادی شده است غافلیم از نقشی که در یک مجموعه دارند و چه بسا تغییراتی که در مسیر زندگیمان ایجاد کرده اند. /آ
