Wednesday, July 30, 2008
دو نماد
نفر دوم: جاهای دیگر را نمیدانم ولی در ولایت ما روشنایی های دیواری گازی در دوران کمبودها و جنگ بسیار متداول بود، برای شبهایی که برق ساعتهای متمادی قطع میشد. مدتی بود که این وسیله به حاشیه رفته بود و استفاده چندانی نداشت اما این روزها دوباره به روزهای اوجش برگشته و بازارش رونق گرفته است. در این چندوقت به این فکر میکردم که روشنایی های اضطراری از هر نوعش و منبع آب ِ روی پشت بامها دو نماد هستند که اینقدر به سادگی و بی سر و صدا وارد زندگیها شده اند که تبدیل شده اند به جزئی لاینفک از زندگی ما و وجودشان برای ما کاملا طبیعی به نظر میرسد و اصلا به مخیله ما خطور هم نمیکند که اینها علاوه بر اینکه تحمیل هستند و نباید باشند، نماد و نشانه هم هستند، نشانه ای از ناکارآمدی ، تعهد نداشتن و پاسخگو نبودن یک سیستم، سیستمی با این تز درخشان که وقتی هست، هست وقتی هم نیست که نیست. همین است که هست میخواهی بخواه میخواهی نخواه. /آ
