Tuesday, July 08, 2008

معجزه

نفراول : به باغچه جلوی خانه مان همسایه پایینی رسیدگی می کند ، همه درخت هایش را خودش کاشته و اگر پای صحبتش بنشینی از کاشت هرکدام هدفی داشته و اغلب آنها به یاد و به نام یکی از دوستان یا عزیزانش کاشته شده اند . /آ
امسال سرمای شدید چند روزدر زمستان و خشکسالی بهار دست به دست هم داد و درخت خرزهره در فصل بهار سبز نشد که نشد . /آ
یک روز باغبان فضای سبز کوچه برای همسایه پایینی پیغام فرستاد که از طرف شهرداری قرار است بیایند درخت های خرزهره را ببرند با این توجیه که سرطانزا هستند ! /آ
جل الخالق که این بشر خودش هزارجور چیز سرطانزا تولید می کند ولی گیر داده به یک درخت که گل های زیبایی دارد و آزارش به کسی نمی رسد! /آ
باغبان اضافه کرد در ضمن خودش هم که خشک شده و دیگر امیدی به آن نیست بهتراست از شرش خلاص شوید. /آ
پیغام که به همسایه پایینی رسید برافروخت و گفت:از اینکه حتی در امورات شخصی آدمها هم دخالت می کنند متنفر است ! گفت که نوک یکی از شاخه ها جوانه سبزی دیده شاید درخت هنوز زنده باشد و چطور می توان در مورد یک موجود زنده اینگونه تصمیم گرفت؟
و درخت خرزهره در آخرین روزهای بهار به طرز اعجاب آوری غرق گل شده است و من در حالیکه هرروز متعجب تر از روز پیش نگاهش می کنم فکر می کنم در مورد آدمها هم تصمیم گیری همینقدر مشکل است در مورد تربیت شان و در مورد ناامید شدن از بهبود وضعشان ، هرروز، روز متفاوتی است از روز پیش و شاید در هرروز معجزه ای به وقوع بپیوندد، باورنکردنی ! /آ

|



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?