Sunday, June 29, 2008
جایزه
نفر اول: جشن پایان سال مهدکودک است همه مامانها با بچه هایشان آمده اند . یکی یکی بچه ها را صدا می کنند و به عناوین مختلف کارت های تقدیر می دهند . بالاخره هرکدام از بچه ها یکی از کارت ها نصیبش می شود ولی بعضی بچه ها که بهتر بوده اند و مهارت های بیشتری داشته اند کارت های بیشتری می گیرند .در نهایت هم با معیارهایی که خود مدیر در نظر گرفته به سه تا از بچه ها جایزه هم داده می شود . /آ
به اینجای کار که می رسیم دعوا می شود بعضی مامانها همانجا در جهت دفاع از حق بچه هایشان لب به اعتراض باز می کنند و کم کم حرفها بالا می گیرد حقیقتش را بخواهید شاید اصلا برای بچه ها مهم هم نبوده ولی کم کم موضوع مهم می شود بچه ها غرغرو می شوند و به مامانهایشان آویزان ، و مامانها هم با گونه های برافروخته در صدد گرفتن حق ضایع شده هستند ! /آ
مدیر بگو ، مامانها بگو، تا اینکه در نهایت مامانها آدرس مغازه ای که آن پازلها از آنجا خریداری شده را می گیرند تا عین آن را برای بچه هایشان بخرند ! /آ
و من با تعجب و دهان باز به این جریان نگاه می کنم که آخر این چه جایزه ای است که باید بدون دلیل موجه خریده شود و آنوقت آن چند نفر با بقیه چه فرقی داشته اند ؟
و خلاصه جشن پایان سال با دلخوری فراوان برای بعضی مامانها و بچه ها به پایان می رسد . /آ
به اینجای کار که می رسیم دعوا می شود بعضی مامانها همانجا در جهت دفاع از حق بچه هایشان لب به اعتراض باز می کنند و کم کم حرفها بالا می گیرد حقیقتش را بخواهید شاید اصلا برای بچه ها مهم هم نبوده ولی کم کم موضوع مهم می شود بچه ها غرغرو می شوند و به مامانهایشان آویزان ، و مامانها هم با گونه های برافروخته در صدد گرفتن حق ضایع شده هستند ! /آ
مدیر بگو ، مامانها بگو، تا اینکه در نهایت مامانها آدرس مغازه ای که آن پازلها از آنجا خریداری شده را می گیرند تا عین آن را برای بچه هایشان بخرند ! /آ
و من با تعجب و دهان باز به این جریان نگاه می کنم که آخر این چه جایزه ای است که باید بدون دلیل موجه خریده شود و آنوقت آن چند نفر با بقیه چه فرقی داشته اند ؟
و خلاصه جشن پایان سال با دلخوری فراوان برای بعضی مامانها و بچه ها به پایان می رسد . /آ
