Tuesday, June 17, 2008
کارگاه آشپزی

بهار: من دیروز با مامان جونم رفتم کارگاه آشپزی مخصوص بچه ها . پیتزای مثلثی ، الویه و بستنی درست کرده ایم من خیارشورش را قرچ قرچ کردم کره اش را من مالیده ام روی نان مثلثی بعد روش تخم مرغ و قارچ گذاشتم و لپ لپ خوردم و خیلی هم اتفاقا خوشمزه بود . /آ
خامه را با همزن هم زدیم و شکلات و هلوی ریزه ریختیم و خودم هم اتفاقا چیزها را خرد کردم و بعد روی آن بستنی مالیده ایم بعد با مخلوط کن هم زدیم و لپ لپ خوردیم . /آ
برای اولویه سیب زمینی و هویج و تخم مرغ و خیارشور را خرد کردیم و در کاسه کلم صورتی گذاشتیم و روی آن در کلمی گذاشتیم و شب با بابا و مامان خوردیم و این عکس را هم من خودم گرفتم تنهایی ، نوش جونتون باشد خیلی هم خوب و عالی بود . /آ
خامه را با همزن هم زدیم و شکلات و هلوی ریزه ریختیم و خودم هم اتفاقا چیزها را خرد کردم و بعد روی آن بستنی مالیده ایم بعد با مخلوط کن هم زدیم و لپ لپ خوردیم . /آ
برای اولویه سیب زمینی و هویج و تخم مرغ و خیارشور را خرد کردیم و در کاسه کلم صورتی گذاشتیم و روی آن در کلمی گذاشتیم و شب با بابا و مامان خوردیم و این عکس را هم من خودم گرفتم تنهایی ، نوش جونتون باشد خیلی هم خوب و عالی بود . /آ
نفر اول: نوشته ای بود از خاطرات دیروز بهار، و جای همگی خالی من و بابا هم که حسابی گرسنه بودیم و از سرکار آمده بودیم همه غذایی که بهار درست کرده بود را با اشتها خوردیم و خیلی لذت بخش بود
