Monday, June 23, 2008
روزهای اشک و آه و ناله
نفر دوم: این روزها روزهای اشک و آه وناله است، روزهایی که همه شیرینی ماههای گذشته را بیرنگ میکند. هرچقدر به آن روزهای خوب گذشته فکر میکنم و این روزهایی که الان در آن قرار دارم، برایم تحملش سخت تر میشود. خیلی فکرتان جای بد نرود(اصلا شما چرا اینقدر منفی گرا هستید؟!) منظورم این روزهاست که امتحانها گرفته شده و مشغول صحیح کردن برگه ها و رد کردن نمره ها هستم. همه یک ترم یک طرف و این چند روز هم یک طرف. هرچقدر که از تدریس لذت میبرم این چند روز همه اش را از بین میبرد. به یکی از همکاران میگفتم که حاضرم دو سه هفته بیشتر سرکلاس بروم و درس بدهم ولی این قسمت از کار حذف شود. ولی خوب چاره ای نیست این هم بخشی از کار است. من همیشه به امتحان هم به عنوان بخشی از آموزش نگاه میکرده ام و اینکه در امتحان هم میتوان چیزهایی را یاد داد و نمره هیچوقت حربه ای نبوده برای چزاندن بچه ها ولی خوب بالاخره عده ای هم نمیتوانند نمره بگیرند علیرغم همه کمک ها و این تقصیر کیست؟ و چرا من باید زجرش را بکشم؟
گرچه که روزهای خوبی نیست ولی معمولا اتفاقات بامزه ای هم می افتد: از شعرهایی که پای برگه ها نوشته میشود در وصف جور استاد که بهتر از مهر پدر است و بخشش های حاتم طائی و قسم دادن به دست بریده فلانی برای پاس کردن درس و امثال اینها تا نانوجزوه هایی که سر جلسه امتحان از افراد گرفته میشود و بعد از اعلام نمره ها که اول با توپ پر می آیند که ما حقمان را میخواهیم و این حقمان نبوده و عادلانه نبوده و حتما باید ورقه را ببینم و من خیلی بهتر از اینها نوشته بودم واین جور حرفها و بعد از فقط چند دقیقه و بعد از دیدن ورقه، به این ختم میشود که تو را به خدا به من نمره بدهید که احتیاج دارم که این یکی درخواست تا روزها ادامه پیدا میکند./آ
گرچه که روزهای خوبی نیست ولی معمولا اتفاقات بامزه ای هم می افتد: از شعرهایی که پای برگه ها نوشته میشود در وصف جور استاد که بهتر از مهر پدر است و بخشش های حاتم طائی و قسم دادن به دست بریده فلانی برای پاس کردن درس و امثال اینها تا نانوجزوه هایی که سر جلسه امتحان از افراد گرفته میشود و بعد از اعلام نمره ها که اول با توپ پر می آیند که ما حقمان را میخواهیم و این حقمان نبوده و عادلانه نبوده و حتما باید ورقه را ببینم و من خیلی بهتر از اینها نوشته بودم واین جور حرفها و بعد از فقط چند دقیقه و بعد از دیدن ورقه، به این ختم میشود که تو را به خدا به من نمره بدهید که احتیاج دارم که این یکی درخواست تا روزها ادامه پیدا میکند./آ
پ.ن.1: نانوجزوه همان خلاصه جزوه و در ابعادی بسیار کوچک است (بالاخره تکنولوژی نانو در اینجا هم استفاده پیدا کرده) که البته و صدالبته برای مرور و یادگیری بهتر درس آماده شده ولی نمیدانم چرا سرجلسه امتحان میرود زیر برگه های امتحانی. از این جور چیزها و همینطور آن نوشته های پای برگه امتحانی میتوان یک نمایشگاه راه انداخت. /آ
پ.ن.2: در نمودار بالا محور افقی محور زمان و محور عمودی نوع درخواست و اظهار نظر است. /آ
