Sunday, June 01, 2008
و نخواهیم که مگس از سر انگشت طبیعت بپرد
نفر دوم: زیاد شنیده ایم که حتی یک پشه هم وجودش در اکوسیستم لازم است و نبودنش و منقرض شدنش اگر در کوتاه مدت به ظاهر تاثیری نداشته باشد و حتی باعث خوشحالی هم شود، در نهایت و در درازمدت یک جای کار را خراب خواهد کرد و کل سیستم را به هم میریزد. پس نمیشود به همین راحتی آرزوی نبودنش و حذف شدنش را داشت، مرحوم سهراب سپهری هم همین را گفته : و نخواهیم که مگس از سر انگشت طبیعت بپرد. /آ
مدتی است که به این فکر میکنم که در رابطه بین انسانها هم گویا چنین رابطه ای برقرار است. یعنی اینکه وجود همه جور آدمی در یک جامعه لازمست. مثلا یک دست خوب بودن و مثبت بودن هم انگاری رکود می آورد و شاید اغراق باشد ولی حتی خیلی درها را به روی آدم میبندد. گاهی لازمست نیشی که تو را بسازد و افقهای جدیدی را برایت باز کند. گاهی شری که قرار است از یک نفر آدم شرور به تو برسد میتواند نعمتی باشد و فرصتی که چه بسا هیچ دوست و آدم مثبت اندیشی به این خوبی نمیتوانست برایت فراهم کند. /آ
مدتی است که به این فکر میکنم که در رابطه بین انسانها هم گویا چنین رابطه ای برقرار است. یعنی اینکه وجود همه جور آدمی در یک جامعه لازمست. مثلا یک دست خوب بودن و مثبت بودن هم انگاری رکود می آورد و شاید اغراق باشد ولی حتی خیلی درها را به روی آدم میبندد. گاهی لازمست نیشی که تو را بسازد و افقهای جدیدی را برایت باز کند. گاهی شری که قرار است از یک نفر آدم شرور به تو برسد میتواند نعمتی باشد و فرصتی که چه بسا هیچ دوست و آدم مثبت اندیشی به این خوبی نمیتوانست برایت فراهم کند. /آ
