Thursday, April 24, 2008
انصاف
نفر اول: پیرمردی عصازنان توی کوچه از کنار خانم مسنی که نفس نفس زنان زنبیل سنگینش را توی دستش جابجا میکند عبور میکند. چند قدم میرود و بعد برمیگردد و با اصرار فراوان از خانم میخواهد که اجازه دهد در بردن بارش کمکش کند. /آ
جوانکی سوار بر دوچرخه بی تفاوت و پرشتاب از کنار هردوشان گذر میکند. /آ
