Friday, March 28, 2008
بهار هشتاد و هفت
نفر اول: بسیار بسیار خوشبین و امیدوارم که سالی که چند روزی است قدم در آن گذاشته ایم سالی پر خیر و برکت برایمان باشد دارم سعی میکنم همه ی موجهی مثبتی را که میتوانم بفرستم و در واقع خودم بخواهم و درکنار خواستن تلاش کنم که سالی خوب برایمان باشد. از زبان چندنفر در این روزها شنیده ام که سال موش سالی است که در آن بیشترین جنگها، خشکسالیها، بیماریها و بحرانها اتفاق خواهد افتاد ولی من مثل همه سالهایی که به این حرف اعتقادی نداشته ام امسال هم مبنا را بر این حرفها نخواهم گذاشت گرچه که هوا در این روزها بسیار بیشتر از فروردین ماه در سالهای دیگر گرم شده است و اصلا هم تا حالا بارندگی نداشته ایم و هرکسی به هر شهری سفر کرده از گرما و کمبود آب حرف میزند و این خبر خوشی در آستانه ی بهار که فصل آب و رویش و زایش است، نیست ولی به هرحال دست من و همه ی ما که از اصلاح این جنبه کوتاه است ولی فکر میکنم که هر کداممان میتوانیم سهم موثری در ایفای دیگر نقشهایمان داشته باشیم. البته اینها فکرهایی است که در شروع هرسالی از مغز آدم گذر میکند و معمولا هم خام ونیمه تمام رها میشود ولی باور دارم که میشود امسال مثل هر سال نباشد! /آ
در این روزها بهار ِ ما با به نمایش گذاشتن چهره ی جدیدی از خود که عبارتست از لجبازی و خودمختاری ِ شدید و حرف گوش ندادن و گریه کردن برای دستیابی به خواسته هایش، من و همسرم را به چالشی جدی فراخوانده است و بعد از این چندسال انگار به صورت جدی تری رفتارهای آگاهانه و ظریف و سیاستمدارانه ای را میطلبد که برای هردوی ما لازم است که بیشتر در زمینه کسب راهکارهای روانشناختی و حتی تجربی تلاش کنیم در ضمن دامنه ی سوالهای کنجکاوانه اش هم وسعت پیدا کرده که خود محتاج هوشمندی ویژه ای است. /آ
دومین برنامه ی جدی من یادگرفتن بیشتر و کامل تر کامپیوتر است که تا بحال شاید به دلایلی که قبلا هم گفته ام، در آن کوتاهی کرده ام و یا به عبارتی ترسیده ام. به خودم قول محکمی داده ام که در این زمینه نهایت تلاشم را به کار گیرم که با وجود پیشرفت قابل ملاحظه ای که بهار سه سال و نیمه در این زمینه کرده است، دیر بجنبم فرسنگها راه میانمان فاصله خواهد افتاد. /آ
و سومین برنامه ام که نطفه و هسته اولیه اش در سال گذشته بسته شده و بسیار مصمم به انجام آن هستم احداث کتابخانه ای خاص کودکان در روستای محل تولد مادرم است. قدمهای اولیه اش را برداشته ام و به محض پیدا کردن جای مناسب من و همسرم نهایت تلاشمان را در این زمینه خواهیم کرد که البته کار بزرگی است ولی حتی فکر کردن به آن هم شور و هیجان و لذتی را در ما برانگیخته است که وصف نشدنی است و امیدوارم بتوانیم به زودی شما دوستان خوب را در جریان روند کار قرار دهیم. /آ
و در پایان هم آرزویم برای خودم و برای همه ی شما دوستان دیده و ندیده ام سلامتی و توانی است که گامهایمان را در راه بهبود وضعیتی که در آن هستیم استحکام و ثبات بخشد. /آ
در این روزها بهار ِ ما با به نمایش گذاشتن چهره ی جدیدی از خود که عبارتست از لجبازی و خودمختاری ِ شدید و حرف گوش ندادن و گریه کردن برای دستیابی به خواسته هایش، من و همسرم را به چالشی جدی فراخوانده است و بعد از این چندسال انگار به صورت جدی تری رفتارهای آگاهانه و ظریف و سیاستمدارانه ای را میطلبد که برای هردوی ما لازم است که بیشتر در زمینه کسب راهکارهای روانشناختی و حتی تجربی تلاش کنیم در ضمن دامنه ی سوالهای کنجکاوانه اش هم وسعت پیدا کرده که خود محتاج هوشمندی ویژه ای است. /آ
دومین برنامه ی جدی من یادگرفتن بیشتر و کامل تر کامپیوتر است که تا بحال شاید به دلایلی که قبلا هم گفته ام، در آن کوتاهی کرده ام و یا به عبارتی ترسیده ام. به خودم قول محکمی داده ام که در این زمینه نهایت تلاشم را به کار گیرم که با وجود پیشرفت قابل ملاحظه ای که بهار سه سال و نیمه در این زمینه کرده است، دیر بجنبم فرسنگها راه میانمان فاصله خواهد افتاد. /آ
و سومین برنامه ام که نطفه و هسته اولیه اش در سال گذشته بسته شده و بسیار مصمم به انجام آن هستم احداث کتابخانه ای خاص کودکان در روستای محل تولد مادرم است. قدمهای اولیه اش را برداشته ام و به محض پیدا کردن جای مناسب من و همسرم نهایت تلاشمان را در این زمینه خواهیم کرد که البته کار بزرگی است ولی حتی فکر کردن به آن هم شور و هیجان و لذتی را در ما برانگیخته است که وصف نشدنی است و امیدوارم بتوانیم به زودی شما دوستان خوب را در جریان روند کار قرار دهیم. /آ
و در پایان هم آرزویم برای خودم و برای همه ی شما دوستان دیده و ندیده ام سلامتی و توانی است که گامهایمان را در راه بهبود وضعیتی که در آن هستیم استحکام و ثبات بخشد. /آ
