Sunday, November 25, 2007
هافبک بازیساز
نفر دوم: اگر اهل فوتبال باشید احتمالا در حین تماشای یک بازی بارها اصطلاح هافبک بازیساز را از گزارشگر بازی شنیده اید که مثلا فلان بازیکن هافبک بازیسازی است که اگر سرحال و قبراق باشد کل تیم سرحال خواهد بود و تیم حرکتی رو به جلو خواهد داشت و اگر آن روز به اصطلاح روز آن بازیکن نباشد و حال و حوصله نداشته باشد یا مصدوم باشد یا حواسش پرت باشد یا حریف یک جوری مهارش کرده باشد، کار کل تیم لنگ میزند و تیم خموده و افسرده خواهد بود و آخرش هم نتیجه دلچسبی نخواهد گرفت. در والیبال هم یک پاسور خوب همین نقش را دارد، پاسوری که بتواند مهاجمان را خوب تغذیه کند.به نظر من این مسئله را میتوان به خارج از زمین فوتبال و والیبال هم تعمیم داد یعنی اینکه در بخشهای مختلف زندگی ، مثلا در مهمانیهای خانوادگی یا در محل کار یا در یک جمع از دوستان و همکلاسیهای قدیمی یا حتی در یک خانواده ، خواه ناخواه آدمهایی هستند که به هر دلیل و عمدتا به دلیل قدرت روحیشان همین نقش هافبک بازیساز را دارند و سرحال بودن یا نبودنشان در آن جمع تاثیری قابل توجه دارد. این آدمها دیگر چه بسا مال خودشان نباشند، متعلق به مجموعه ای هستند که خیلی وقتها چشمشان و امیدشان به آنهاست و به همین دلیل حتی اگر مصدوم و دلخسته هم باشند باید به هر زور و ضربی که هست نقش بازیسازی و پاسوری شان را در آن جمع ایفا کنند، یک جور فداکاری و از خودگذشتگی. از طرف دیگر همانطور که به یک بازیکن خوب هرازگاهی استراحت داده میشود و اجازه داده میشود که در یک یا چند بازی حضور نداشته باشد، به این جور آدمها هم بد نیست که گاهی فرصت بازسازی و ریکاور شدن داده شود. البته این قضیه شاید وجه دیگری هم داشته باشد و آن، این سوال اساسی که اصلا درست است که به یک نفر آنقدر نقش محوری بدهیم که اگر روزی به هردلیل کارش مشکل پیدا کرد کاسه ی چه کنم به دست بگیریم و کلا زمین گیر شویم؟
----------------------------------------------------------------------------------
پ.ن.: من هنوز به قضیه زندگی برآیندی و غیربرآیندی فکر میکنم، ممنون از نظرات. /آ
----------------------------------------------------------------------------------
پ.ن.: من هنوز به قضیه زندگی برآیندی و غیربرآیندی فکر میکنم، ممنون از نظرات. /آ
