Saturday, November 03, 2007

زندگی برآیندی

نفر دوم: مدتی است که درگیر این فکرم که آیا زندگی برآیندی تنها نوع زندگی است در این دنیای واقعی که ما در آن زندگی میکنیم و یا اینکه تنها یکی از اقسام زندگی است؟ و منظورم از زندگی برآیندی زندگی ای است که نیروهای متعددی در شکل گیری اش (چه از نظر جهت و چه از نظر رسیدن به اهداف) تاثیر داشته باشند و در مقابل، زندگی غیربرآیندی (اگر وجود داشته باشد) جوری از زندگی است که بتوانی با اتکا به تواناییهایت به خواسته ها و هدفهایت برسی بی کم و کاست و بدون سر سوزنی اختلاف و آنی باشی که دلت میخواهد. و وقتی میگویم زندگی، منظورم مولفه های متعددی است: طرز فکر، لباس پوشیدن، حرف زدن، طرز رفتار با همسر و فرزند، کار، تحصیل، مطالعه، تفریح و هرچیز دیگری که برایمان حکم بخشهایی از زندگی را دارد. نکته ظریف اینکه گاهی اوقات همین مولفه هایی که در مجموع برایمان حکم زندگی را دارند نیز تحت تاثیر عواملی دیگر میتوانند حذف یا اضافه شوند. و نکته دیگر اینکه فقط منظورم زندگی در جامعه خودمان نیست، بلکه در آزادترین جامعه ها نیز آیا زندگیها برآیندی است یا غیربرآیندی؟ البته در زندگی برآیندی مثل هر برآیند دیگری قاعدتا جهت اصلی را نیرویی تعیین خواهد بود که بیشترین مقدار را داشته باشد که این در زندگی روزمره ی ما میتواند مثلا اراده و خواست و توانایی ما باشد ولی هزار ویک عامل دیگر میتواند باعث شود که جهت نهایی دقیقا همانی نباشد که ما از قبل انتظارش را داریم و برایش برنامه ریزی کرده ایم. از طرف دیگر اگر بگوییم که زندگی غیربرآیندی است معنی اش این است که همیشه دقیقا به همانجایی میرسیم که هدفمان بوده است. بخیل که نیستیم، کاش همیشه زندگیها از این نوع باشد، ولی آیا واقعا اینطور است؟ البته شاید آدمهایی باشند که توان زندگی غیربرآیندی را داشته باشند.

|



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?