Thursday, August 09, 2007

قانونهای نوشته و قانونهای نانوشته

نفر دوم: دور و اطرافمان پر است از قانونهای نوشته و نانوشته زیادی که میتوان در مورد هرکدامش مدتها حرف زد و مصداق آورد، و همه ما به نوعی بسته به نوع و سبک کار و زندگیمان در طول یک روز با چندتایی از آنها حتما مواجه میشویم. یک نمونه ساده میتواند این باشد که وقتی سوار اتوبوس هستیم و البته از نوع بین شهریش، قانونا حق داریم که صندلیمان را تا آنجا که میشود بخوابانیم تا راحت باشیم و اصلا این صندلیها در ظاهر برای همین هم طراحی شده اند. در این حالت من راحتم و از یک بند قانونی هم استفاده کرده ام و براساس آن میتوانم با هرکسی که اعتراض داشته باشد جنگ و دعوا راه بیندازم ولی با این کار در این اتوبوسهای غیر استاندارد، در عمل مسافر عقبی را بیچاره کرده ام که باید مثلا شش هفت ساعت پاهایش را توی شکمش جمع کند و جیک نزند. اینکه اتوبوس استاندارد نیست و فاصله صندلیهایش آنقدری نیست که باید باشد مشکل من نیست، من کاری انجام داده ام کاملا قانونی. ولی در شرایطی که خیلی چیزها در اطرافمان غیراستاندارد است و ناهمگون، شاید بهتر آن باشد که به دنبال قانونهای نانوشته ای باشیم که محیط زندگی را برای همه مان قابل تحمل تر کند. این مقوله البته احتمالا ارتباط نزدیکی دارد با مسئله حق داشتن و نداشتن، چه چیزی حقمان هست و چه چیزی حقمان نیست، کجا باید اعتراض کنیم و به چه کسی باید اعتراض کنیم، با در نظر گرفتن اینکه در یک جامعه زندگی میکنیم با آدمهای مختلف و قوانینی که نسبت ضعیفی دارند با واقعیتها.

|



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?