Monday, July 23, 2007
تضاد
نفر دوم: داستان کوتاهی است ولی میتواند نشان دهنده بخشی از تضادهایی باشد که همه ما به نوعی در زندگیمان داریم. شاید در آخر داستان به احساسی برسید که برایتان خیلی آشنا باشد و قبلا آنرا در جاهایی از زندگیتان تجربه کرده باشید. برای من که کم و بیش اینطور بود. داستانی است از ماکس فریشه با عنوان یادداشت روزانه. /آ
گزارشی از برلین: یک دوجین اسیر، با سرووضعی نامرتب که توسط سربازی هدایت میشوند، از خیابانی عبور میکنند. احتمالا از اردوگاهی دور می آیند و جوانی روس بایستی آنها را برای کار و یا آنطور که میگویند برای ماموریت به جایی ببرد. به جایی، آنها از آینده خود نمیدانند، ارواحی هستند که همه جا دیده میشوند. ناگهان اتفاقی رخ میدهد. زنی تصادفا از خرابه ای بیرون می آید، فریادی میزند و به طرف خیابان میدود و یکی از اسرا را به آغوش میکشد. گروهان از حرکت می ایستد و سرباز متوجه میشود چه چیز به وقوع پیوسته، او به طرف اسیر که زن گریان را در آغوش میفشرد میرود و میپرسد: /آ
زنته؟
بله
آنگاه با اشاره ای از زن میپرسد
شوهرته؟
بله
آنگاه با اشاره ای به آنها میگوید: برین، برین، دور شین. آنها باور نمیکنند و بی حرکت می ایستند، جوان روسی با یازده نفر دیگر به حرکت ادامه میدهد. صدمتری آن طرفتر رهگذری را با اشاره دست فرا میخواند و با مسلسل مجبورش میکند که به اسرا اضافه شود تا دوباره دوجین اسیری که حکومت از او میطلبد کامل شود. /آ
گزارشی از برلین: یک دوجین اسیر، با سرووضعی نامرتب که توسط سربازی هدایت میشوند، از خیابانی عبور میکنند. احتمالا از اردوگاهی دور می آیند و جوانی روس بایستی آنها را برای کار و یا آنطور که میگویند برای ماموریت به جایی ببرد. به جایی، آنها از آینده خود نمیدانند، ارواحی هستند که همه جا دیده میشوند. ناگهان اتفاقی رخ میدهد. زنی تصادفا از خرابه ای بیرون می آید، فریادی میزند و به طرف خیابان میدود و یکی از اسرا را به آغوش میکشد. گروهان از حرکت می ایستد و سرباز متوجه میشود چه چیز به وقوع پیوسته، او به طرف اسیر که زن گریان را در آغوش میفشرد میرود و میپرسد: /آ
زنته؟
بله
آنگاه با اشاره ای از زن میپرسد
شوهرته؟
بله
آنگاه با اشاره ای به آنها میگوید: برین، برین، دور شین. آنها باور نمیکنند و بی حرکت می ایستند، جوان روسی با یازده نفر دیگر به حرکت ادامه میدهد. صدمتری آن طرفتر رهگذری را با اشاره دست فرا میخواند و با مسلسل مجبورش میکند که به اسرا اضافه شود تا دوباره دوجین اسیری که حکومت از او میطلبد کامل شود. /آ
