Thursday, July 19, 2007
مرگ
نفر دوم: ما آدمها خیلی عجیبیم، با این مرگی که به این نزدیکی است در یک قدمی و حتی نزدیکتر وهر روز نفس سردش را پشت گردنمان حس میکنیم و کافی است که دست دراز کند تا خیلی راحت یقه مان را بگیرد و شاید بارها شده که دستش را دراز کرده اما درنیمه راه منصرف شده. با این همه، با این همه که همه اینها را میدانیم و بسیار زیاد تجربه مرگهای ناگهانی اطرافیان و آشنایان را داریم ولی باز هم غافلیم از فرصتها: فرصت بوسیدن، در آغوش گرفتن، خندیدن، خنداندن، از مصاحبت هم لذت بردن، دلجویی کردن، چیزی به یادگار گذاشتن، چیزی به یادگار گرفتن. ما آدمها خیلی عجیبیم. همیشه ساده انگارانه فکر میکنیم خیلی فرصت داریم. فکر میکنیم مرگ مال دیگران است، مال همسایه است، غافل از اینکه خود ما نیز برای دیگران دیگری هستیم و همسایه. /آ
