Wednesday, July 11, 2007

تقلب به عنوان یک عادت

نفر دوم: دو بار در هر سال تحصیلی یعنی در واقع در آخرهای هر ترم مقوله ای که بیشتر ذهنم را مشغول میکند مسئله تقلب است . البته این قضیه انواع مختلفی میتواند داشته باشد از کپ زدن تکلیفها و پروژه ها گرفته تا انواع و اقسام تمارضها و اشک ریختن به تمام پهنای صورت و کفن کردن همه دور و اطرافیها و آوردن پدر و مادر و نامزد و دوست دختر و دوست پسر برای نمره گرفتن و حتی تهدید به اینکه اگر بلایی سرم آمد مقصر شمایید و امثال اینها که همه به نوعی در زیر آن عنوان میتوانند قرار گیرند اما در اینجا منظورم نوع معروف و باستانی آن است یعنی تقلب در سر جلسه امتحان (گرچه که این نوع باستانی گاهی به مدد تکنولوژی شکل و شمایلی مدرن هم پیدا میکند). در هر صورت، به این مسئله میشود از جنبه های مختلفی پرداخت مثلا اینکه وقتی نوع سوالهایمان کلیشه ای شد آن وقت است که دستمان را میخوانند و پای تقلب به وسط کشیده میشود یعنی به عبارتی اگر بخواهیم خیلی روشنفکرانه و درقالب جملات پرطمطراق صحبت کنیم ، تقلب یک جور مواجهه با کلیشه سازی است. یا از دید کسانی که هنوز در عوالم دیگری سیر میکنند و همیشه امتحان شوندگان را مظلوم میدانند و امتحان گیرندگان را ظالم، تقلب اعتراضی است به وسعت تاریخ و مشت محکمی به دهان سیستم حاکم. یا میشود گفت وقتی که به جای سوالهای مفهومی و استدلالی، سوالات حفظی باشند چنین اتفاقی ناخودآگاه خواهد افتاد. چون تنها در این صورت است که میشود از نانو یادداشتهای تهیه شده استفاده کرد چرا که استدلال را نمیتوان از قبل نوشت و حاضر و آماده داشت. یا وقتی برخوردهایت با دانشجو طوری باشد که مثلا حرمتش را در طول ترم حفظ نکرده باشی به عنوان یک دهن کجی هم که شده به تقلب رو می آورد تا بلکه توانسته باشد با این کار کمی دلش را خنک کرده باشد(مثل یک جور فحش دادن) . یا اینکه وقتی یادمان داده باشند که هدف وسیله را توجیه میکند و الان و در این مقطع رسیدن به یک مدرک خشک و خالی همه هدفمان شده باشد بازهم طبیعی است که به هر راهی رو بیاوریم و به هر چیزی متوسل شویم که این درس پاس شود که یکی از این راهها تقلب است. یا اینکه یکی از نشانه های زرنگی و جربزه و دل و جرات داشتن است، راهی است برای خود را مطرح کردن یک چیزی در مایه های اینکه من تقلب میکنم پس هستم. از این نوع حرفها میشود زیاد زد اما من در این چندسال و در برخورد با آدمهای نسبتا متفاوت به این نتیجه رسیده ام که هیچکدام اینها چندان مهم نیست. آنچه که اکنون بطور غالب رواج دارد (و نه البته صد درصد) تقلب به عنوان یک عادت است و نه چیز بیشتری. اصلا حتی فکر نمیکنیم که چرا تقلب میکنیم. این موضوع شده است یک جور روش زندگی یک جور عمل غیرارادی و نه حتی نشانه ای برای زرنگی. تقلب برای متقلبین محترم چیزی است مثل دم و بازدم بدون نیاز به فکر و توجیه.

|



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?