Tuesday, May 08, 2007

روزمرگیهای پراکنده

نفر دوم:
آقای کارگردان را که یادتان می آید؟ از بعد از تعطیلات عید توفیق داشته ام که از برکت اتوبوس سواریهای کذایی شش بار فیلم ایشان را ببینم. دیگر حالم بد میشود وقتی که اسم این فیلم را میشنوم. فیلمی پر از ستاره های سینمایی (که به همین دلیل هم فروش داشته است و البته در کنار نام کارگردان)، بدون محتوای خاص و چشمگیری، در بسیاری موارد بدون سیر منطقی برای اتفاقات، با بسیاری آدمهای اضافی که نبودنشان در سیر داستان خللی ایجاد نمیکرد و البته در فروشش شاید، و درکل به نظر من فیلمی متوسط رو به پایین با شعارهایی در باب تساهل و تسامح که به قامت آقای کارگردان زار میزند. فقط بازهم میتوانم بگویم که آقای کارگردان خوشحال باش که جامعه در کل فراموشکار است.

دو سه روزی است که آقای گزارشگر یکی از برنامه های صبحگاهی رادیو به روشهای مختلف میخواهد ثابت کند که کتاب خوانی خوب است و مردم برای پاسخ سوالهایشان به کتاب مراجعه میکنند اما در برنامه های زنده رادیویی همیشه کارها آنطوری پیش نمیرود که ما دلمان میخواهد به این قسمت گزارش امروز صبح ایشان توجه کنید:
گزارشگر: من الان کنار یک کیوسک روزنامه فروشی هستم و یک آقای مسنی در کنار من هستند. سلام آقا شما همیشه فقط عنوانها را مطالعه میکنید یا روزنامه هم میخرید؟
آقای مسن: نه مطالعه میکنم و نه میخرم ، منتظر اتوبوسم!
گزارشگر: خوب حالا یک آقای دیگری را میبینم که به ما نزدیک میشوند، سلام آقا شما اگر بخواهید خواص کلم بروکلی را بفهمید به چه مرجعی مراجعه میکنید؟
آقا: برو بابا دلت خوشه!
گزارشگر: چه بداخلاق بود این آقا ولی حالا یک آقایی را میبینم که لبخندی به لب دارند، سلام آقا صبح به خیر،شما اگر بخواهید خواص کلم بروکلی را بفهمید به چه مرجعی مراجعه میکنید؟
آقای لبخند به لب: به سبزی فروش یا یک گیاهشناس !
اما جدای از این ضایع شدن صبحگاهی آقای گزارشگر، تیراژ کتابهای منتشر شده خود به خوبی گویای این هست که چقدر ملت کتابخوانی هستیم و چقدر کتاب خوان بودن ما دغدغه ی زعمای قوم است. توجه کرده اید که خیلی وقتها دوتا جمله کامل و صحیح نمیتوانیم بگوییم؟ خیلی وقتها غصه ام میشود برای کسانی که باید پای حرف ما معلمها بنشینند و بفهمند که ما چه میگوییم نه جملاتمان سر وته درست و حسابی دارد و نه ورودمان به بحث مقدمه چینی صحیح و منطقی. راستی چقدر بچه هایمان با کتاب اخت هستند؟

و اما کتاب، توصیه میکنم کتاب ترجمان دردها نوشته جومپا لاهیری (ترجمه مژده دقیقی، نشر هرمس، چاپ دوم : هشتاد و چهار) را بخوانید، کتابی شامل هشت داستان کوتاه از نویسنده ای جوان و هندی تبار که سالهاست در غرب زندگی میکند. نثری روان و دلچسب، داستانهایی قابل درک با آدمهایی کاملا قابل درک و در دسترس.

|



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?