Friday, February 09, 2007

این روزها و آن روزها

نفر دوم:این روزها ناخودآگاه خاطرات پراکنده ی بیست و هشت سال پیش می آید سراغم: صدای تیر و تفنگ و فضای پرالتهاب و اعتصاب و خانه نشینی ما بچه مدرسه ایها و سرمشقهایی که پدر برایمان مینوشت تا درس و مدرسه فراموشمان نشود و برف و نگرانی از دیر رسیدنهای پدر به خانه و آمدن مادربزرگ و خاله به تهران پیش ما و خانه ی تهران پارس و کرسی و رادیوی قدیمی روی دکور که مرکز اکثر خبرها بود و تلویزیون سیاه و سفید ناسیونال و نبودن نفت و صفهای کیلومتری پمپ بنزینها و ساعتها در این صف ماندن و مادر که غذا میفرستاد برای پدر ِ در صف مانده و سایهی سنگین حکومت نظامی و ماشینهای ارتشی در گوشه و کنار شهر و اعلامیه ها و تظاهرات و پچ پچه ها و فریادها و هزارتا چیز دیگر.در ضمن اصلا هم حوصله نقد و تحلیل گذشته و حال و آینده را ندارم.

Labels:


|



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?