Friday, February 02, 2007
ماهیهای من
بهار: چند روز پیشا با بابا رفتیم و چندتا ماهی خوشگل خریدیم.قبلش هم یه ظرف شیشه ای که بابا بهش میگفت آکواریم رو پر آب کردیم و براش بخاری و قُل قُل گذاشتیم تا ماهیا سردشون نشه و خوشحال باشن. حالا من شیش تا ماهی رنگوارنگ دارم که خیلی بامزه و شیطون هستن و من هر روز بهشون سر میزنم و براشون غذا میریزم. یکیشون ولی خیلی تنبلک هست که من اسمشو گذاشتم ماهی چسبونکی چون بیشتر وقتا به شیشه میچسبه و بابا میگه که شیشه ها رو تمیز میکنه ولی من ندیدم که دستش از این فیش فیشا و پارچه داشته باشه فکر کنم که با زبونش شیشه ها رو تمیز کنه. من که خیلی ماهیامو دوست دارم و خیلی وقتا هم خوابشون رو میبینم. /آ
