Wednesday, August 30, 2006
بوس لبی
بهار: سلام بعد از خیلی وقت. تعریف از خودم نباشه ولی تازگیها فهمیدم که این بوس لبی های من چقدر حال بابا و مامان رو خوب میکنه، فکر کنم بزرگترا بهش میگن معجزه. وقتی خسته هستن یا غصه دار من میپرم بغلشون و لبشون رو بوس میکنم و بعد یه هویی چشماشون باز میشه و میخندن حتی اگر خنده شون نیاد. برای همین تازگیها فکر میکنم مسئولیتم خیلی سنگین شده توی این زندگی خصوصا این روزا .../آ
