Thursday, August 17, 2006
پیچیده و ساده
نفر دوم: تازگیها متوجه شده ایم که در خانه بعد از آنکه تلفنی با کسی صحبت میکنیم، در اکثر اوقات بهار میتواند تشخیص دهد که آن طرف ِ خط چه کسی بوده است، مگرآنکه طرف مقابل فرد غریبه و یا جدیدی باشد که این هم به ندرت اتفاق می افتد. شاید مسئله قابل توجهی به نظر نرسد ولی میتواند جرقه ای باشد برای پرداختن به برخی از ظرافتهای زندگی ما آدمها. آنچه که به ذهن من گذشته است که بیشتر یک ایده است برای فکر کردن ِ بیشترتا یک نظریه ی پخته و شسته رفته، این است که این قضیه میتواند نشان دهنده آن باشد که زبان ما علیرغم آنچه که در ابتدا و در ظاهر به نظر میرسد، چندان پیچیده هم نیست، بلکه ترکیبی است از اجزائی ساده و در کنار هم چیده شده مثل یک پازل که یک ذهن تروتازه حتی در چنین سن و سالی به راحتی میتواند براساس اصول و قوانین ساده ای که ریشه در بدیهیات زندگیمان دارد، آنرا رمزگشایی کند و به تشخیصی که باید ، برسد. واین شاید حکایت دیگر امورات زندگیمان هم باشد که خیلی وقتها فکر میکنیم آدمهای پیچیده و غیرقابل دسترسی هستیم و ترجیح میدهیم که اینطور باشیم بلکه تشخصی برای خودمان ایجاد کرده باشیم ولی واقعیت چیز دیگری است: ساده تر و قابل کشف تر از آنی هستیم که فکر میکنیم./آ
