Thursday, July 06, 2006

مسافرت

بهار: جای شما خالی چند روزی رفته بودیم مسافرت، یه جای خیلی تازه و هیجان انگیز که بهش میگفتند دریا. تا حالا من یه همچین جایی ندیده بودم، این همه آب، خیلی بیشتر از آب بازی توی حموم. خلاصه کلی با دوتا پسر عمه و یه دونه دختر عمو بازی کردیم و کیف کردیم ولی خوب بعضی وقتها هم دعوایی میشدیم و مثل خروس جنگی تو سر و کله هم میزدیم. بعد یه بار هم رفتیم یه جایی که خیلی درخت داشت و بهش میگفتند جنگل و سوار اسب شدیم دختر عموم اینقدر اسب رو دوست داشت که نمیخواست ازش جدا بشه. توی این مسافرت خیلی از چیزایی که توی جزوه خونده بودم رو دیدم مثل اسب، اردک، دریا، قایق، حلزون. بابا و مامان هم هی عکس میگرفتن که اگه خوب شده باشه بعدا یه چندتاییشو میذارن اینجا توی وبلاگ. /آ

|



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?