Tuesday, June 27, 2006
کنکور
نفر اول: سعی میکنم به یاد بیاورم که چندسال از زمان کنکورم گذشته است. نیازی نیست زیاد فکر کنم با اینکه باورکردنی نیست اما در این روزها درست میشود یازده سال اما مثل یک چشم برهم زدن است شبهای پراضطرابی که مثل یک عمر سپری میشدند. یک برنامه ساده در شب کنکور با مجری گری دکتر رحیمی پخش میشد که در این روزها مینشست پشت میزی و با همان آهنگ ملایم صدایش از آرامش و اعتماد به نفس و دوش گرفتن و زودخوابیدن در شب امتحان و به همراه داشتن مداد نرم سیاه پررنگ و مداد پاک کن خوب و ... صحبت میکرد. اما من انگار از آن روزها خیلی فاصله گرفته ام رقمهای نجومی که میشنوم برای کلاسهای کنکور و تهیه کتاب و آزمونهای دوره ای پرداخت میشوند برایم خیلی عجیب و دور از ذهن است و امروز که اصلا از شنیدن دو مطلب در این باب نزدیک بود دوتا شاخ گنده در بیاورم اولی را از همکارم شنیدم که دختر کنکوری دارد. گفت از فلان جا زنگ زده اند برای دخترش که آیا تو مدلسازی کنکور کرده ای؟ گفته این دیگر چه صیغه ای است؟ گفته ای دختر کجای کاری همه دوستانت رفته اند از مدارس صندلیهای شکسته و ناراحت کرایه کرده اند گذاشته اند توی خانه و مدلسازی کنکور کرده اند تو هم باید لباس و مقنعه بپوشی روی این صندلیها بنشینی و جایت هم گرم و بدون کولر باشد آن وقت تست بزنی و خودت را بسنجی. از طرفی حتما باید از یک مشاور روانشناس وقت بگیری و همکار بیچاره ما میگفت ما در به در به دنبال روانشناس به هرکجا زنگ میزدم میگفتند خانم خواب بودی خیر باشد کنکوریها از چندماه پیش وقت گرفته اند حالا اگر خیلی نیاز داری شب ساعت ده بیاریدش تا ساعت یک شاید بتوانم یک وقت پنج یا شش دقیقه ای برای مشاوره برایش پیدا کنیم، حالا وضعش خیلی خراب است؟ دارو و دوا که نمیخواهد؟ من با تعجب به همکارم نگاه میکنم و میگویم امروز تو ما را گرفتی و شوخی میکنی؟ جدی نگاهم میکند و میگوید نخند اصلا این حرفها شوخی نیست. دومی اش را همسرم از زبان همکارش نقل میکند که اطلاعیه ای مبنی بر تضمین قبولی کنکور دیده که با این روش در سال گذشته فقط یک نفر در یک دانشگاه کمی سطح پایین قبول شده و بقیه همه در رشته های بالا در دانشگاههای معتبر پذیرفته شده اند و قضیه از این قرار است که با پرداخت هفتادهزارتومان ، آقای فلانی برای داوطلب کنکور دعا میخوانند و دعایشان ردخور ندارد و در ادامه اسم چندتن از مراجع آورده شده که این آقای فلانی را تایید کرده اند. البته امسال دیگر وقت ندارد و از حالا تا پایان ماه رمضان برای سال آینده میتوان ثبت نام کرد! من این بار دیگر خیلی حیرت میکنم یعنی من اینقدر از دنیای اطرافم فاصله گرفته ام؟ ما بدون این کارها روی همان صندلیهای ناراحت در راهروهای گرم، بدون کولر و آفتاب خور نشستیم اضطراب هم داشتیم و دستمان هم میلرزید و تپش قلب هم گرفتیم ولی آخرش بدون نیاز به روانشناس و دعای آقای فلانی و کلاسهای آنچنانی، همان سال اول در کنکور پذیرفته شدیم و دانشگاه رفتیم و بعدهم مثل همین لیسانسیه های این چندساله اخیر برای سرکار رفتن توی سرو مغزمان زدیم. پس شاهنامه همان است که بوده فقط مسیرش تغییر کرده است! /آ
