Sunday, June 04, 2006
جام جهانی
نفر دوم: اولین آشنایی من با جام جهانی فوتبال برمیگردد به مسابقات سال 1982 در اسپانیا. در آن زمان که صحبتی از پخش مستقیم نبود و فقط تعدادی از مسابقات با چندین ساعت تاخیر پخش میشد و البته در آن شرایط مملکت هم نمیتوانستیم انتظار بیشتری داشته باشیم، جنگ بود و درگیریهای داخلی. تنها روزنامه های کشور در آن زمان اطلاعات بود و کیهان که اولی نشریه هفتگی دنیای ورزش را چاپ میکرد و دومی کیهان ورزشی را. شبکه های متعدد تلویزیونی هم که نداشتیم و اخبار ورزشی فقط به مدت یک ربع یا ده دقیقه حدود ساعت پنج یا شش بعدازظهر از شبکه یک پخش میشد. و این بود همه بضاعت حقیرانه اطلاع رسانی ورزشی که در اختیار ما بود. /آ
در آن سال برای اولین بار ویژه نامه ورزشی روزنامه کیهان را که تیتر اصلیش درباره شکست دو بر یک آلمان بود از الجزایر، در یکی از گردشها به روستایی در حدود هفتاد هشتاد کیلومتری شهرمان، به دستم افتاد. حالا دقیقا یادم نیست که برای گردش رفته بودیم یا برای فرار از بمباران شهرمان. در هر صورت همان چند صفحه ناقابل انگیزه ای شد برای پیگیری بازیها و حتی شبیه سازی آنها در بازیهایمان به همراه برادر و پسرعمو. و همان زمان بود که خیلی راحت دنیارا تقسیم کردیم بین خودمان. سهم من آرژانتین بود و شوروی و لهستان و برای برادرم برزیل و الجزایر و چکسلواکی و انگلیس و پسرعمویم هم پرو و فرانسه و اسپانیا و یوگسلاوی را مالک بود (از آن دوران سند مکتوب و قولنامه ای به جای نمانده و اینها به نقل از حافظه است!) و یک مجارستان هم از آن ِ زن برادر آینده بود، چرا که در آنجا به دنیا آمده بود و قطعا حق مسلم او بود. /آ
اولین بازی که از آن جام دیدم و یادم مانده بازی برزیل و شوروی است، که خوب مسلم است که کُرکُری های من و برادر را هم در کنار خود داشت، خوب یادم است روبروی تلویزیون ناسیونال سیاه وسفید و در کنار پدر حدود ساعت یازده شب. آن بازی البته دو بر یک به نفع برزیل افسانه ای آن سال تمام شد که زیکو، سوکراتس و فالکائو از نامهای معروف آن تیم بودند. یادم می آید که آن سال خیلی از دست ایتالیا حرص خوردیم و چشم دیدنش را نداشتیم، چون با نتایج ضعیفی از گروه خودش بالا آمد و بعد به تعبیر ما با گل های مُرده خوری پائولوروسی حتی برزیل و آرژانتین محبوب را هم حذف کرد و در فینال هم حساب آلمانغربی را رسید و قهرمان شد. /آ
بعد از آن، جامهای بعدی را هم پیگیر بودم، با هر شوتی و گلی بالا و پایین پریده ام، داد و فریاد کرده ام و گاه غصه خورده ام ، ولی انگار آن اولین جام با همه حقیرانه بودن و سیاه و سفید بودنش طعم دیگری داشت، نمیدانم شاید به خاطر آن بود که اولین بود یا فوتبال آن زمان ناب تر بود یا اقتضای سن و سالم بود، نمیدانم . /آ
و حالا دوباره جام دیگری در پیش است. یک ماه میتواند خوراکمان فوتبال باشد و فارغ از سیاست و حماقتهای مرتبط با آن، هیجان فوتبال را تجربه کنیم، با نتایج پیش بینی نشده آن سورپرایز شویم، کرکری بخوانیم، برنامه هایمان را به خاطر فوتبال پس و پیش و حتی کنسل کنیم. خدا شکر بخاطر این نعمت که میتواند هر سیاستی را تحت الشعاع قرار دهد، گرچه که خودش ممکن است آلوده سیاست باشد ! /آ
--------------------------------------------
پ.ن.1 : اگر کسی از ساعت مراسم افتتاحیه و کانالهایی که آنرا پخش میکنند خبر دارد لطفا با کامنت یا ایمیل یا مسیج من را هم خبر کند. /آ
پ.ن.2: دوست دارم مثل جوانتریهایم باز هم طرفدار آرژانتین باشم. /آ
در آن سال برای اولین بار ویژه نامه ورزشی روزنامه کیهان را که تیتر اصلیش درباره شکست دو بر یک آلمان بود از الجزایر، در یکی از گردشها به روستایی در حدود هفتاد هشتاد کیلومتری شهرمان، به دستم افتاد. حالا دقیقا یادم نیست که برای گردش رفته بودیم یا برای فرار از بمباران شهرمان. در هر صورت همان چند صفحه ناقابل انگیزه ای شد برای پیگیری بازیها و حتی شبیه سازی آنها در بازیهایمان به همراه برادر و پسرعمو. و همان زمان بود که خیلی راحت دنیارا تقسیم کردیم بین خودمان. سهم من آرژانتین بود و شوروی و لهستان و برای برادرم برزیل و الجزایر و چکسلواکی و انگلیس و پسرعمویم هم پرو و فرانسه و اسپانیا و یوگسلاوی را مالک بود (از آن دوران سند مکتوب و قولنامه ای به جای نمانده و اینها به نقل از حافظه است!) و یک مجارستان هم از آن ِ زن برادر آینده بود، چرا که در آنجا به دنیا آمده بود و قطعا حق مسلم او بود. /آ
اولین بازی که از آن جام دیدم و یادم مانده بازی برزیل و شوروی است، که خوب مسلم است که کُرکُری های من و برادر را هم در کنار خود داشت، خوب یادم است روبروی تلویزیون ناسیونال سیاه وسفید و در کنار پدر حدود ساعت یازده شب. آن بازی البته دو بر یک به نفع برزیل افسانه ای آن سال تمام شد که زیکو، سوکراتس و فالکائو از نامهای معروف آن تیم بودند. یادم می آید که آن سال خیلی از دست ایتالیا حرص خوردیم و چشم دیدنش را نداشتیم، چون با نتایج ضعیفی از گروه خودش بالا آمد و بعد به تعبیر ما با گل های مُرده خوری پائولوروسی حتی برزیل و آرژانتین محبوب را هم حذف کرد و در فینال هم حساب آلمانغربی را رسید و قهرمان شد. /آ
بعد از آن، جامهای بعدی را هم پیگیر بودم، با هر شوتی و گلی بالا و پایین پریده ام، داد و فریاد کرده ام و گاه غصه خورده ام ، ولی انگار آن اولین جام با همه حقیرانه بودن و سیاه و سفید بودنش طعم دیگری داشت، نمیدانم شاید به خاطر آن بود که اولین بود یا فوتبال آن زمان ناب تر بود یا اقتضای سن و سالم بود، نمیدانم . /آ
و حالا دوباره جام دیگری در پیش است. یک ماه میتواند خوراکمان فوتبال باشد و فارغ از سیاست و حماقتهای مرتبط با آن، هیجان فوتبال را تجربه کنیم، با نتایج پیش بینی نشده آن سورپرایز شویم، کرکری بخوانیم، برنامه هایمان را به خاطر فوتبال پس و پیش و حتی کنسل کنیم. خدا شکر بخاطر این نعمت که میتواند هر سیاستی را تحت الشعاع قرار دهد، گرچه که خودش ممکن است آلوده سیاست باشد ! /آ
--------------------------------------------
پ.ن.1 : اگر کسی از ساعت مراسم افتتاحیه و کانالهایی که آنرا پخش میکنند خبر دارد لطفا با کامنت یا ایمیل یا مسیج من را هم خبر کند. /آ
پ.ن.2: دوست دارم مثل جوانتریهایم باز هم طرفدار آرژانتین باشم. /آ
Labels: روزهای گذشته
