Saturday, April 22, 2006

جلسات الف-دال

هری احساس میکرد آمبریج کم کم او را از همه شرایط ارزشمند زندگی اش در هاگوارتز محروم میکند: رفتن به کلبه هاگرید، مکاتبه با سیریوس، آذرخش و کوییدیچ. او برای انتقام، تنها یک راه در پیش رو داشت: دو چندان کردن تلاشهایش در جلسات الف-دال.

هری پاتر و محفل ققنوس- جلد دوم


نفر دوم: برای کسانی که داستان هری پاتر را خوانده باشند، اسامی و اصطلاحات بالا آشناست . برای آنهایی که این آشنایی را ندارند هم مهم نیست چرا که این اسامی میتوانند هرچیزی باشند در زندگی و جامعه امروزمان در هرکجای دنیا که باشیم. آمبریج میتواند هر شخص و یا جریانی باشد که به راحتی با استناد به موقعیتی که پیدا کرده است با صدور احکامی بی منطق به مرور سایه سنگین و خفه کننده خود را میگستراند با معیارهای خودش میبرد و میدوزد و آن هم با این خصوصیت کاملا بارز : به صورتی کاملا تحقیر آمیز و خردکننده، هاگوارتز میتواند هر جایی یا جامعه ای باشد که فکر میکنیم برای زندگی ماست و ظاهرا قرار است در آن در بین هم نژادانمان احساس راحتی و آرامش داشته باشیم، و آنهای دیگر هم دلخوشیها و دست آویزهای هر کس است برای زندگی کردن و نه فقط زنده ماندن در آن جامعه چون شاید بشود گفت همیشه حداقل شرایط زنده ماندن مهیاست اما نه الزاما شرایط زندگی کردن. میتوانند هر چیزی باشند ولی شاید همه در یک خصلت مشترکند که احساس آرامش، پیشرفت و ارزشمند بودن را ایجاد میکنند، یک جور ارضای درونی را به دنبال دارند و مگر کم چیزی است لذت بردن از کار و زندگی؟. اما جلسات الف-دال .... آخرین دلخوشیهاست، آخرین تلاشهاست برای ادامه زندگی در آن شرایط سنگین. مبادا نبودنش.

|



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?