Tuesday, March 28, 2006
سال گذشته، سال آینده
نفر دوم: یکسال دیگر هم تمام شد. به عقب که برمیگردم میبینم سالی بوده است با فرازها و نشیبهای خاص خودش، خصوصا به لحاظ سیاسی اجتماعی که تحولات عجیب و غریبی داشته ایم. اما در زندگی خودم، نکات مثبت بوده است و منفی. شاید بهتر باشد مثبتهایش را ببینم و از آنها انرژی بگبرم برای روزهای بعد. منفی هایش فعلا بماند برای خودم. خدارا شکر میکنم که : /آ
در سال گذشته توانستم برای مطالعه جایگاهی در زندگی روزمره ام فراهم کنم. خصوصا در دو سه ماه آخر این سال که رابطه ام با کتابخوانی عمیق تر شد. /آ
در سال گذشته در زندگی شغلی ام و محل کارم توانستم که خودم باشم و کمتر تحت تاثیر جو و اطرافیان قرار گیرم، خودم تصمیم بگیرم و کاری را که فکر کردم درست است انجام دادم. /آ
در سال گذشته توانستم غیر از مسائل درسی، پای درد دل بعضی از دانشجوهایم بنشینم و کمی از مسائلشان را حل کنم. تجربه خوبی بود گرچه که طبیعتا انرژی زیادی باید صرف میشد ولی باعث شد که در روابط پیچیده انسانها و تاثیر رفتارها و جرفهایمان روی زندگی دیگران کمی عمیق تر شوم. /آ
در سال گذشته سعی کردم وقت بگذارم برای زندگی خانوادگیم گرچه که قطعا ایده آل نبوده است اما تلاش کردم که برای همسر و فرزندم در درجه اول و بعد دیگران در بین مشغله های گوناگون وقت بگذارم. /آ
در سال گذشته وبلاگ نویسی را آغاز کردم. وبلاگ نویسی به عنوان یک تجربه، یک تنوع، یک کارگاه آموزشی دو طرفه برای یاد دادن و یاد گرفتن. سعی در درک دنیای وبلاگ نویسی به عنوان یک واقعیت اجتماعی فرهنگی در دنیای امروزی ما و خصوصا برای ما ایرانیان با همه مشکلاتمان و با همه محدودیتهایمان . /آ
در سال گذشته در محل کارم هم فعال بودم، سعی کردم نکات مثبت شغلم را ببینم. سعی کردم حرفه ام را دوست داشته باشم و به آن رنگ و بوهای تازه بدهم ، مقاله بنویسم، طرح و پروژه تعریف کنم، درس جدید ارائه کنم، با دانشجوها رابطه دوستانه داشته باشم، محیط قابل تحمل تری بسازم. /آ
اما سال آینده ... ایده و فکر بسیار است، گرچه که هیچکدام قرار نیست دنیا را تکان دهد : مطالعه بیشتر، یاد گرفتم و یاد دادن، ادامه وبلاگ نویسی ، تلاش برای بالا بردن ظرفیت تحمل و انعطاف پذیری، درک نکات ظریف فرزند داری و فرزند پروری، تقویت زبان، حتی خریدن یک اتومبیل جدید، ایجاد یک ان.جی.ا در زمینه مسائل فرهنگی و تحصیلی کودکان در خانواده های آسیب پذیر، ادامه تحصیل و ..../آ
شاید همه اش محقق شود و شاید هیچکدام ! /آ
-------------------------------
پ.ن : درباه مسافرتمان بهار توضیح داد. گرچه که فشرده بود و همه جا خیلی شلوغ ولی خوب بود و تجربه ای بود. من وقتی میروم شیراز یاد مسافرتهای گذشته می افتم، به همراه خیلی های دیگر ، که به خانه عمه وارد میشدیم و عجیب خوش میگذشت و یاد سووشون هم می افتم. /آ
در سال گذشته توانستم برای مطالعه جایگاهی در زندگی روزمره ام فراهم کنم. خصوصا در دو سه ماه آخر این سال که رابطه ام با کتابخوانی عمیق تر شد. /آ
در سال گذشته در زندگی شغلی ام و محل کارم توانستم که خودم باشم و کمتر تحت تاثیر جو و اطرافیان قرار گیرم، خودم تصمیم بگیرم و کاری را که فکر کردم درست است انجام دادم. /آ
در سال گذشته توانستم غیر از مسائل درسی، پای درد دل بعضی از دانشجوهایم بنشینم و کمی از مسائلشان را حل کنم. تجربه خوبی بود گرچه که طبیعتا انرژی زیادی باید صرف میشد ولی باعث شد که در روابط پیچیده انسانها و تاثیر رفتارها و جرفهایمان روی زندگی دیگران کمی عمیق تر شوم. /آ
در سال گذشته سعی کردم وقت بگذارم برای زندگی خانوادگیم گرچه که قطعا ایده آل نبوده است اما تلاش کردم که برای همسر و فرزندم در درجه اول و بعد دیگران در بین مشغله های گوناگون وقت بگذارم. /آ
در سال گذشته وبلاگ نویسی را آغاز کردم. وبلاگ نویسی به عنوان یک تجربه، یک تنوع، یک کارگاه آموزشی دو طرفه برای یاد دادن و یاد گرفتن. سعی در درک دنیای وبلاگ نویسی به عنوان یک واقعیت اجتماعی فرهنگی در دنیای امروزی ما و خصوصا برای ما ایرانیان با همه مشکلاتمان و با همه محدودیتهایمان . /آ
در سال گذشته در محل کارم هم فعال بودم، سعی کردم نکات مثبت شغلم را ببینم. سعی کردم حرفه ام را دوست داشته باشم و به آن رنگ و بوهای تازه بدهم ، مقاله بنویسم، طرح و پروژه تعریف کنم، درس جدید ارائه کنم، با دانشجوها رابطه دوستانه داشته باشم، محیط قابل تحمل تری بسازم. /آ
اما سال آینده ... ایده و فکر بسیار است، گرچه که هیچکدام قرار نیست دنیا را تکان دهد : مطالعه بیشتر، یاد گرفتم و یاد دادن، ادامه وبلاگ نویسی ، تلاش برای بالا بردن ظرفیت تحمل و انعطاف پذیری، درک نکات ظریف فرزند داری و فرزند پروری، تقویت زبان، حتی خریدن یک اتومبیل جدید، ایجاد یک ان.جی.ا در زمینه مسائل فرهنگی و تحصیلی کودکان در خانواده های آسیب پذیر، ادامه تحصیل و ..../آ
شاید همه اش محقق شود و شاید هیچکدام ! /آ
-------------------------------
پ.ن : درباه مسافرتمان بهار توضیح داد. گرچه که فشرده بود و همه جا خیلی شلوغ ولی خوب بود و تجربه ای بود. من وقتی میروم شیراز یاد مسافرتهای گذشته می افتم، به همراه خیلی های دیگر ، که به خانه عمه وارد میشدیم و عجیب خوش میگذشت و یاد سووشون هم می افتم. /آ
