Sunday, February 05, 2006

از خودم خجالت کشیدم

نفر دوم: میخواستم از چنین روزهایی در سال 57 بنویسم، روزهایی که علیرغم سن وسال کم خاطرات عمیقی برایم به جا مانده است

روزهایی که اعتصاب بود مدرسه نمیرفتیم، پدر برایمان سرمشق مینوشت و مادر از ما درس میپرسید که درس و مدرسه یادمان نرود
روزهایی که نفت نبود، در صف بنزین چند کیلومتری برای پدر ناهار میبردیم، ولی مردم بیشتر به فکر هم بودند و کمتر سر هم کلاه میگذاشتند
روزهایی که صدای تیر و تفنگ بود، پدر که دیر می آمد دلمان هزار راه میرفت
روزهایی که رسما حکومت نظامی بود و بوی لاستیک سوخته می آمد
روزهایی که از فرودگاه مهرآباد تا خیابان انقلاب فعلی جمعیت موج میزد
....
بعد گفتم بگذار یادم نیاید، اینجوری راحت ترم، در عوض یادم آمد که در تلویزیون

مهدکودکی را نشان میداد که بچه های چها ر – پنج ساله با مشت و لگد و شعار ، آدم برفی های امریکا و اسرائیل را در هم میکوبیدند
در مهدکودک دیگری بچه هایی به همین سن وسال از وقایع دوران انقلاب نقاشی میکشیدند
دختری بیست – بیست و یک ساله در رابطه با تفاوت نقش زنان قبل و بعد از انقلاب مثل بلبل به یک خبرنگار پاسخ میداد
....
از خودم خجالت کشیدم

میخواستم از فیلتر شدن دوباره سایت بی بی سی فارسی بنویسم وگله بکنم، بعد یادم افتاد به جریان باز اطلاعات! در کشورم و اینکه قرارست سمیناری درباره هولوکاست برگزار کنیم و از آقای نخست وزیر انگلیس هم برای بیان آزاد نظراتشان دعوت شده
، از خودم خجالت کشیدم

میخواستم از انرژی اتمی و شورای امنیت بنویسم و بپرسم که چقدر لازمست این قضیه برای ما با این بهای سنگین، بعد یادم افتاد به یکی از خبرهای تلویزیون که در یکی از استانهای محروم کشور کودکان دبستانی در حمایت از استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای راهپیمایی کرده بودند!، از خودم خجالت کشیدم

میخواستم از قضیه اعتصاب کارکنان شرکت واحد تهران و نحوه برخورد با آنها بنویسم و اینکه مگر از این اعتصابها سالی چند بار در پاریس اتفاق نمی افتد، بعد یادم افتاد که قرارست ما درباره حقوق بشر در امریکا و اروپا تحقیق کنیم! ، از خودم خجالت کشیدم

میخواستم بنویسم که نکند روز بروز منزوی تر شویم و بعد این همه سال کنتورمان دوباره صفر شود، بعد یادم افتاد که رئیس جمهور محبوب اخیرا در بوشهر دوباره گفته اند که غرب هیچ غلطی نمیتواند بکند و یادم افتاد که کوبا، ونزوئلا و سوریه فعلا با ما هستند! ، از خودم خجالت کشیدم

|



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?