Friday, February 03, 2006
یک مراسم ساده اسم گذاری
همیشه آمدن بهار به آرامی صورت میگیرد، آنقدر آرام که صدای پایش را هم نمیشنوی شاید چیزی مثل خزش یا شاید هم پرواز، به همین آرامی ، به همین سبکی . فقط یک روز پنجره را باز میکنی و میبینی که همه چیز رنگ و بوی تازه ای پیدا کرده آسمان آبی است و شفاف ، آنقدر شفاف که پهن شدن اشعه های طلایی خورشید را در افق مشرق به وضوح میبینی. خورشید گرم و زندگی بخش به تو نوید یک آغاز تازه را میدهد، شکوفه های سفید گیلاس با نسیم بهاری توی هوا چرخ میخورند و روی زمین پهن میشوند، پرستوهای مهاجر با هیاهو و پر سروصدا در دسته های کوچک و بزرگ در آسمان پرواز میکنند، شبنمهای شفاف و درخشان از روی جوانه های تازه سرزده سرمیخورند و روی گلبرگهای سرخ شقایق مینشینند، باران حیات بخش نرم نرم میبارد و پگاه زیبایی می آفریند، همه چیز زیباست آنقدر لطیف و تمیز که اگر دهانت را باز کنی میتوانی تمام این زیباییها را همراه با هوای لطیف به درون ریه هایت بفرستی و با تمام وجود احساس لذت کنی و همین هوای لطیف زمانی که به درون ریه هایت ، نای و نایژه و نایژکهایت کشیده میشود و بعد سر از تک تک سلولهای بدنت در می آورد انگار چیزی، یک احساس خوبی تمام وجودت را فرا میگیرد. انگار چیزی قلقلکت میدهد همه فکرهای خوب توی سرت چرخ میخورد چیزهایی که در سایر مواقع سال کمتر به آنها اندیشیده ای و شاید هم فرصت اندیشیدن به آنها را نداشته ای، باید خانه تکانی کنی، خانه ات و خودت را، باید تمام فکرهای خام و بی ارزش را دور بریزی، چیزهای زیادی برای بخشیدن داری هم از مالت و هم از وجودت، میتوانی دستان سخاوتت را باز کنی و بی پروا ببخشی آنچه را که در چنته داری، پیوندهای قلبی ات را باید با پروردگارت محکمتر کنی، شاید بعضی از اتصالات دچار مشکل شده اند باید آنها را بازسازی کنی، میتوانی مهربانتر از گذشته باشی، عزیزتر و پرتحرکتر، روزهای زیادی در پیش رو هست ، برای ساختن آنها نیاز به فکرهای تازه تر و پویاتر داری و در یک کلام باید همه چیز را از نو شروع کنی و همه اینها چیزهایی است که بهار به تو بخشیده است
بهار ما هم همینگونه آمد، آرام و سبک
و بهار برایمان ترنم خوش زندگی است همان زندگی ای که
آری آری زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرنده پابرجاست
گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست
ورنه خاموشست و خاموشی گناه ماست
بهار ما هم همینگونه آمد، آرام و سبک
و بهار برایمان ترنم خوش زندگی است همان زندگی ای که
آری آری زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرنده پابرجاست
گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست
ورنه خاموشست و خاموشی گناه ماست
